نوعى عمل به شمار مىآيند [ ، سكوت كنندگان نيز مسؤولاند . ]
( و لا مظاهرة أوثق من المشاورة ) مانند آن در حكمت 53 گذشت . « 1 »
[ 113 - و قال عليه السلام : « إذا استولى الصّلاح على الزّمان . . . ]
113 - و قال عليه السلام : « إذا استولى الصّلاح على الزّمان و أهله ثمّ أساء رجل الظّنّ برجل لم تظهر منه خزية فقد ظلم و إذا استولى الفساد على الزّمان و أهله فأحسن رجل الظّنّ برجل فقد غرّر . »
ترجمه : هرگاه نيكوكارى بر روزگار و مردم آن غالب آيد و كسى به ديگرى گمان بد برد ، در حالى كه از او عمل زشتى آشكار نشده ، ستمكار است و اگر بدى بر زمانه و مردم آن غالب شود و كسى به ديگرى گمان بد برد ، در حالى كه از او عمل زشتى آشكار نشده ، ستمكار است و اگر بدى بر زمانه و مردم آن غالب شود و كسى به ديگرى خوشگمان باشد ، خود را فريب داده است .
شرح : مقصود از خوش گمانى ، اطمينان به شخص و اعتماد به راستى سخنان و پيمانهاى او است . [ در مقابل ] بدگمانى به صرف پرهيز از ديگرى و خوددارى از ارتباط با او محقق مىشود . البته به هيچ روى و حتى در صورت متهم بودن ، نمىتوان به كسى در كلام و رفتار بىادبى نمود .
« الخزية » انجام هر كارى كه سبب خوارى و رسوايى گردد . « غرّر بنفسه » خود را در معرض خطر قرار داد . معناى كلام امام عليه السّلام اينگونه است : هرگاه « اخلاق يكى از مردم را نمىدانستى و در وفادارى و يا فريبكارى او شك نمودى ، ملاك اطمينان به او اين است : جامعهاى كه در آن زندگى مىكند ، در
هامش
( 1 ) . « لا ظهير كالمشاورة » ( پشتيبانى همچون مشورت نيست . )