بيهوده و رنجى بىثمر به محسوب مىشود .
( و لا علم كالتّفكر ) دانش بدون انديشه ، از انديشه بىدانش پرخطرتر است . به راستى از بر كردن متن كتابها و ايراد و پاسخ به آن در شرح و حاشيه ، [ به تنهايى ] چه سودى دارد ؟ ! آيا حفظ سخن ديگران بدون فهم و شناخت قلمرو اثرگذارى آن بر زندگى ، نتيجهاى خواهد بخشيد ؟ برخى گفتهاند : از بر كردن گفتار ديگران و ايرادهاى آن سبب تقويت عقل و پرورش استعداد مىگردد . در پاسخ به اينان مىگويم : عقل و استعدادى كه در حد امور غيبى باقى مانده و سبب اصلاح زندگى نگردد ، سودى نخواهد داشت . [ در واقع ] هر چيز براى مقصدى دنبال مىشود ؛ حتى هدف از ايمان به خدا ، اطاعت و انجام كارهاى مورد رضاى او است . مانند اين بيان در حكمت 90 آمده است . « 1 » ( و لا عبادة كأداء الفرائض ) هرگاه واجباتى كه بر عهده تو است به جا آوردى ، از خوشبختترين و عابدترين آفريدگانى . پيش از اين بارها سخن خداوند گذشت كه فرمود : « پس هركه را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند ، قطعا كامياب شده است و زندگى دنيا جز مايه فريب نيست . » « 2 » ( و لا إيمان كالحياء و الصّبر ) حيا از [ انجام ] آنچه مورد پسند عقل و دين نيست ، خير و فضيلت به شمار مىآيد ، ولى هرگاه سبب بىنصيب ماندن از پاكىهاى دنيا و آخرت گردد ، نشان ناتوانى و ترس است . پيشتر در
هامش
( 1 ) . « أوضع العلم ما وقف علي اللّسان و أرفعه ما ظهر في الجوارح و الأركان » ( بىارزشترين دانش ، آن است كه تنها بر سر زبان است و برترين آن ، علمى است كه در اعضا و جوارح آشكار شود . )
( 2 ) .فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِآل عمران / 3 : 185 .