حكمت 20 درباره شرم « 1 » و در حكمتهاى 54 « 2 » و 80 « 3 » در مورد صبر سخن گفتيم .
( و لا حسب كالتّواضع ) تواضع ، در كلام اهل بيت اينگونه تعريف شده است : انسان مرتبه خود را شناخته و بدون هرگونه تظاهر ، آن را در همان اندازه قرار دهد ، با ديگران همانطور رفتار نمايد كه از آنها نسبت به خود انتظار دارد ، بدى را با نيكى پاسخ داده ، خشم خود را فرو خورد و از مردم درگذرد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد . بىترديد دارنده چنين سرشتى از خير فراوان بهرهمند و در نزد خدا و مردم از منزلت بالايى برخوردار است . « 4 »
( و لا شرف كالعلم ) هيچ شرافتى به مانند دانش سودمند نيست . دانش بىفايده خيرى ندارد و علم زيانآور ، آتش و مايع جوشان جهنم است .
( و لا عزّ كالحلم ) عزتى همچون بردبارى در برابر سخن دردآور و يا رفتار زشت فرومايگان و گستاخان و به طور كلى هر آنچه بزرگواران از آن دورند ، نيست . از سوى ديگر ، سكوت در برابر فسادگران ، سبب جرأت بخشيدن و تأييد كار آنان خواهد بود و [ با توجه به اينكه ] جرأت بخشيدن و تأييد ، خود
هامش
( 1 ) . « قرنت . . . الحياء بالحرمان » ( شرم با محروم شدن همراه است . )
( 2 ) . « الصّبر صبران صبر علي ما تكره و صبر عمّا تحبّ » ( شكيبايى بر دو گونه است : شكيبايى بر آنچه خوش نمىدارى و شكيبايى در آنچه دوست مىدارى . )
( 3 ) . « عليكم بالصّبر فإنّ الصّبر من الإيمان كالرّأس من الجسد و لا خير في جسد لا راس معه و لا في إيمان لا صبر معه » ( بر شما باد به شكيبايى كه آن براى ايمان ، چون سر است بر بدن و ايمان بدون شكيبايى چونان بدن بىسر ، ارزشى ندارد . )
( 4 ) . نك : كافى ، ج 2 ، ص 124 ، ح 13 ؛ وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 274 ، ح 6 ؛ بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 135 ، ح 36 .