اين ، بر نيرو و توان كار خود تكيه نمىكند . افزون بر اين ، در شرايط امنيت ، آسوده و خرسند است و با اين حال مواظب پيامدها است و احتياط را رها نمىكند . ( و إن أفاد مالا أطغاه الغني ) اگر مالى به دست آورد ، بىنيازى او را به سركشى وا مىدارد و به جاى فروتنى و شكر نعمت و فضل خدا ، خودخواهى او را به گناه مىكشاند . ( و إن أصابته مصيبة فضحه الجزع ) هرگاه مصيبت ناگوارى به او رسد ، بىصبرى رسوايش مىكند . با اين كار ، نه تنها سودى نمىبرد ، بلكه بر سوزندگى آتش افزوده و پاداش مصيبت را به گناه و باطل تبديل مىكند . ( و إن عضّته الفاقة شغله البلاء ) به هنگام فقر ، اندوه بر او چيره گشته و وى را از تلاش و فكر براى رهايى از وضع موجود باز مىدارد . با آنكه در ميان زندگان است خود را مرده مىداند . ( و إن جهده الجوع قعد به الضّعف ) اگر گرسنگى بىتابش كند ، ناتوانى او را از پاى درمىآورد ؛ گويا بر او [ داغ ] خوارى و نادارى زدهاند . در مقابل ، انسان دلير به حركت درآمده و از ناتوانى ، توانمندى مىآفريند ، با تمام نيرو مبارزه مىكند ؛ يا مىميرد و يا از خوارى و بيچارگى مىرهد . اين سخن از صحابى بزرگوار ، ابوذر مشهور است : « از انسان عائلهمند فقيرى كه مالى ندارد در شگفتم كه چرا با شمشير خود بر مردم نمىشورد ! » « 1 » ( و إن أفرط به الشّبع كظّته البطنة ) « كظّته » او را به درد مىآورد ؛ « البطنة » مبتلا به بدگوارى كه بيمارى روح و تن است . هركس گرفتار شكم خود گردد ، در شمار حيوانها است .
( فكلّ تقصير به مضرّ و كلّ إفراط له مفسد ) تناسب و تعادل در هر چيزى
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 247 .