تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
چيزهايى است كه در برابر حالت‌هاى عقلانى قرار مىگيرند و امام عليه السّلام بدان‌ها اشاره فرموده است . دليل اطلاق حكمت بر موارد ياد شده از سوى امام عليه السّلام آن است كه خداى سبحان آنها را از روى حكمت فراگير خود و هدفمند آفريد . ( فإن سنح له الرّجاء أذلّه الطّمع ) هرگاه از آفريده‌اى انتظار نيكى داشته باشد ، به ناچار بايد عجز و خوارى خواستن از او را بپذيرد ، دين و وجدان خود را بفروشد ، به دروغ و منافقانه زبان به ستايش او بگشايد و بدىهايش را به نيكى برگرداند . در نتيجه ، نادانى او را خرد ، ترسش را [ نشانه ] عقل و مهمل گويىهايش را بلاغت به شمار مىآورد ! مؤمن عاقل از چنين پستى و زبونى بىنياز است . او خواسته‌هاى خود را با تلاش ، همكارى با مردم و توكل بر خدا برآورده مىسازد . ( و إن هاج به الطّمع أهلكه الحرص ) اميد [ به ديگران ] سبب طمع گرديده و طمع نيز زاينده حرص است . انسان حريص هميشه در ترس و رنج است ؛ بر آن‌چه در دست دارد هراسناك بوده و شب و روز براى رسيدن به بيشتر ، خود را به سختى مىافكند . ( و إن ملكه الياس قتله الأسف ) در ميل‌هاى خود زياد روى كرده و براى رسيدن به آرزوها از حد مىگذرد . همين كه در معامله زيان ديد ، نوميدى بر او چيره گشته و ضربه روحى شديد ، وى را خواهد كشت . اگر از همان آغاز ميانه روى اختيار مىنمود ، كار بر او آسان گشته و چيزى برايش باقى مىماند تا از [ سختىهايش ] بكاهد . ( و إن عرض له الغضب اشتدّ به الغيظ ) « الغيظ » شعله و جوشش خشم . خداوند سبحان آتش جهنم را با همين وصف بيان مىكند : « چون در جهنم افكنده شوند ، به جوش آيد و بانگ زشتش را بشنوند ؛ نزديك است كه از شعله خشم پاره‌پاره شود . چون فوجى