بسيارى از اوقات سبب بروز درگيرى و برخورد بين آنها مىشود . در بيشتر موارد ، عاطفه بر عقل پيروز مىشود . در نتيجه عقل بىاثر شده و كارآمدى خود را از دست مىدهد . روند يكنواختسازى بين آن دو بسيار سخت و دشوار است و تنها كسانى كه بهره فراوانى از عقل و شكيبايى دارند ، بدان دست مىيابند . ازاينرو ، بسيارى از كارها و رفتارهاى انسان بر اساس عاطفه ، و نه عقل ، انجام مىشود و آنان كه بتوانند بدون افراط ، دو منطق را هماهنگ كنند بسيار كماند . ما وظيفه داريم عاطفه را از بدى باز داريم و در بلايا شكيبا باشيم . در برابر نافرمانى از خدا و عقل خويش مسؤوليم و به سبب افسار گسيختگى در مقابل خواستهها ، اشتياق به سلطهجويى و ناآرامى بيش از حد و مخاطرهآميز [ در دشوارىها ] مجازات مىشويم .
سخن امام عليه السّلام در اينجا ، در ارتباط با منطق عاطفى است و به برخى از نمونههاى آن اشاره مىكند . بايد توجه داشت گاه يكى از آنها در درون خود آبستن چيزى زيانبارتر و بداثرتر از خود است . امام عليه السّلام مىفرمايد : ( علّق بنياط هذا الإنسان بضعة هي أعجب ما فيه ) « النّياط » رگى كه قلب به آن آويخته است ؛ « بضعة » تكهاى گوشت . ( و ذلك القلب و ذلك أنّ له موادّ من الحكمة . . . ) مقصود از « حكمت » ، فضيلتهايى مانند شجاعت و بخشندگى ، آنگونه كه ابن ابى الحديد و به پيروى از او ابن ميثم فهميدهاند ، « 1 » نيست ، بلكه به قرينه سياق ، مراد از آن حالتهاى عاطفى همچون اميد ، خشم ، اندوه و به طور كلى
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 272 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ميثم بحرانى ، ج 5 ، ص 295 .