تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
فراتر گذارد ، سزاوار حدّ و مجازات دانسته است . » « 1 » از آن‌چه گفتيم روشن مىشود كه پرسش و گفت‌وگو درباره چيزهايى كه در روز حساب از ما نمىپرسند ، فايده‌اى ندارد . جست‌وجو از حقيقت فرشتگان ، درخت آدم ، رنگ و شير شتر صالح ، طول و عرض كشتى نوح ، نمونه‌هايى از سؤال‌هاى بىفايده‌اند . از كسى شنيدم كه مىگفت : در كتابى خواندم كه طول و عرض عوج بن عنق را دقيقا مشخص نموده بود ! « 2 » ( و سكت لكم عن أشياء و لم يدعها نسيانا فلا تتكلّفوها ) نسبت به چيزهايى ، نه از روى فراموشى سكوت نموده ، پس خود را درباره آنها به رنج و زحمت نيندازيد . فرمايش امام عليه السّلام ردّ روشن و صريحى است بر اهل قياس كه تنها به سبب علت مشتركى كه بين دو چيز به ذهنشان مىرسد ، حكم قطعى يكى را به ديگرى سرايت مىدهند .

[ 105 - و قال عليه السلام : « لا يترك النّاس شيئا من أمر دينهم . . . ]

105 - و قال عليه السلام : « لا يترك النّاس شيئا من أمر دينهم
هامش
( 1 ) . « و قد آتاهم القدرة و عرّفهم ما أراد علي لسان رسله و جعل لمراده منهم حدّا و جعل علي من اعتدي و تعدّي ذلك الحدّ حدّا » كافى ، ج 1 ، ص 59 ، ح 2 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 25 ؛ وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 309 ، ح 1 . ( 2 ) . در برخى داستان‌ها آمده است : خداوند به بنى اسرائيل فرمان داد تا از فلسطين بيرون آمده و به سرزمين مقدس بروند . به آنان خبر رسيد كه اهل اين شهر انسان‌هايى قوى هيكل‌اند ( قد آنها را از شش تا بيش از سه هزار ذراع گفته‌اند ! ) و در بين آنها " عوج بن عنق " از همه بلندتر است . از اين رو بسيارى ترسيده و از فرمان خدا سرپيچى كردند . براى نمونه نك : جامع البيان ، طبرى ، ج 6 ، ص 112 ؛ الجامع لأحكام القرآن ، قرطبى ، ج 6 ، ص 125 - 126 . بسيارى از پژوهشگران و مفسران اين داستان را افسانه‌اى بيش نمىدانند . براى نمونه نك : تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 68 ؛ الميزان ، ج 5 ، ص 291 .