فرمود : خوابى يا بيدار ؟ گفتم : بيدارم . فرمود : اى نوف ! خوشا به حال آنان كه از دنياى حرام چشم پوشيدند و دل به آخرت بستند . آنان مردمى هستند كه زمين را تخت ، خاك را بستر ، آب را نعمتى پاكيزه ، قرآن را پوشش زيرين و دعا را لباس روئين خود قرار دادند و با روش عيساى مسيح به قدر نياز از دنيا بهره گرفتند . اى نوف ! همانا داود پيامبر عليه السلام در چنين ساعتى از شب بر مىخاست و مىگفت : « اين ساعتى است كه دعاى هر بندهاى به اجابت مىرسد ، جز مأموران ماليات ، بازرسان ، شبگردان و نيروهاى انتظامى حكومت ستمگر يا نوازنده طنبور . »
شرح : نوف بكالى از ياران ، پيروان و نزديكان امام عليه السّلام بود . وى مىگويد :
شبى امير مؤمنان را ديدم كه از بستر برخاست . نگاهى به ستارگان انداخته و فرمود : ( طوبي للزّاهدين في الدّنيا الرّاغبين في الآخرة . . . ) آنان كسانىاند كه به آنچه دارند قانعند . داشتههاى خود را دور نيافكنده و براى آنچه ندارند خود را به سختى نمىاندازند . هرگاه مجبور شوند بر روى زمين مىخوابند ؛ بى آنكه احساس ناراحتى كرده و يا نسبت به ديگران حسد ورزند . ( و ماءها طيبا ) آب آن را از [ نعمتهاى ] پاكيزه قرار مىدهند . مقصود آن نيست كه همچون رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آب را عطر خويش قرار مىدهند . ( و القرآن شعارا ) به خواندن قرآن و عمل به احكام آن ، ميل فراوان دارند . ( و الدّعاء دثارا ) با حالت خوف و رجا ، بر دعا كردن اهتمام مىورزند . گفتهاند : « شعار » كنايه از تلاوت قرآن در نهان است ، زيرا در اصل به معناى لباس زير به كار مىرود . « دثار » نيز كنايه از دعاى آشكار است ، چرا كه به لباس رو گفته مىشود . ( ثمّ قرضوا الدّنيا قرضا علي منهاج المسيح ) « قرض » به معناى جويدن با كنارههاى دندان است ؛ بر
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٥٥