تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
دانه باشد و خداوند براى هركس كه بخواهد [ آن را ] چند برابر مىكند . » « 1 » پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله هم مىفرمايد : « چه خوب است مال نيكو براى انسان نيكو سرشت ! » « 2 » فرزند نيز چنين است . اگر صالح باشد ، خوب و اگر طالح و شرور باشد ، بد است . دانش نيز اگر به زندگى بارورى ، امنيت و عدالت ببخشد نيكو است و هرگاه سبب كشتار و وحشت ديگران گردد شرّ و ناپسند است . ممكن است پرسيده شود اگر هريك از مال ، فرزند و دانش از آن جهت كه خيرند ستوده و از آن جنبه كه شرّند مذمت مىشوند ، پس به چه دليل امام عليه السّلام ، خير و نيكويى مال و فرزند را نپذيرفتند ؛ با اين‌كه ازاين‌جهت تفاوتى با دانش ندارند ؟ در پاسخ مىگوييم : در اين‌جا مقصود امام عليه السّلام آن نيست كه مال و فرزند را در يك سوى ترازو و دانش را در سوى ديگر قرار دهد . ايشان خواسته است به كسانى كه خير را تنها در مال و فرزند دانسته و به كلى هر چيز ديگرى - حتى دانش و بردبارى - را رد مىكنند ، پاسخ دهد ، چرا كه پيش از اين نيز مترفان و خوشگذرانان گفته بودند : « ما دارايى و فرزندانمان از همه بيشتر است و ما عذاب نخواهيم شد . » « 3 » ( و أن تباهي النّاس بعبادة ربّك . . . ) مراد از « تباهى » فخر فروشى نيست ، بلكه مقصود آن است كه ديگران تو را به خاطر داشتن مال و فرزند ياد نكنند و
هامش
( 1 ) .مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ . . .بقره / 2 : 261 . ( 2 ) . « نعم المال الصالح للرّجل الصالح » مسند احمد ، ج 4 ، ص 197 ؛ صحيح ابن حبان ، ج 8 ، ص 6 ، ح 3210 ؛ فتح البارى ، ج 8 ، ص 75 ، ح 4100 . ( 3 ) .. . . نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَسبأ / 34 : 35 .