حكمت به شمار مىآيد . اين ما هستيم كه بايد در جستوجوى حكمتها بوده و هرگاه احساس سستى و ناخوشى نموديم از آن بهره گيريم . با اين كار ، اميد و نشاط را باز مىيابيم و جهاد و مبارزه را از سر مىگيريم .
90 - و قال عليه السلام : « أوضع العلم ما وقف على اللّسان و أرفعه ما ظهر في الجوارح و الأركان . »
ترجمه : بىارزشترين دانش ، آن است كه تنها بر سر زبان است و برترين آن ، علمى است كه در اعضا و جوارح آشكار شود .
شرح : « جوارح » اعضايى است كه با آن ، توان انجام كارها را مىيابيم .
« ركن » به عضو اصلى بدن گفته مىشود . « علم » فهميدن است و نه حفظ و بازگو كردن . كسى كه با اكتفا بر سخن گفتن ، از آگاهى يافتن و عمل نمودن خوددارى مىكند به صفحه گرامافون و نوار ضبط شده مىماند ؛ با اين تفاوت كه نوار سخن مىگويد و نمىشنود ، ولى او حرف مىزند و گوش مىدهد .
افزون بر اين ، دوست دارد ديگران به سخنانش گوش دهند . دانشمند واقعى همت خود را از بر كردن دانش و جدال با رقيبان به منظور برترى بر آنان قرار نداده و الفاظ را وسيلهاى براى رسيدن به هدف ، كه چيزى جز عمل سودمندانه نيست ، قرار مىدهد . فيلسوف چينى مىگويد : « گام نخست براى فرو رفتن در جهل و ناآگاهى ، علاقه به [ بازى با ] كلمات و [ سخن گويى نابجا ] است . » دليل اين گفته آن است كه حقيقت ، صرفنظر از زندگى و عمل به دست نمىآيد و خرافه و بيهودهگويى ، انسان را به زندگى ( و عمل ) نمىرساند . [ در نتيجه اينگونه افراد از حقيقت دور مانده و در جهل و نادانى