تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
نيستم . اگر ستايش را دوست مىداشتم ، آن را براى فروتنى در برابر شكوه و بزرگى خداى سبحان - كه او به آن سزاوارتر است - رها مىكردم . گاهى مردم ، ستودن افرادى را براى كار و تلاش روا مىدانند . اما من از شما مىخواهم كه مرا با سخنان زيباى خود مستاييد تا از عهده وظايفى كه نسبت به خدا و شما دارم برآيم و حقوقى كه مانده است بپردازم و واجباتى كه بر عهده من است و بايد انجام گيرد ، ادا كنم . پس با من چنان كه با پادشاهان سركش حرف مىزنند ، سخن نگوييد . » « 1 » در كتاب « الحكمة الخالدة » آمده است كه امام عليه السّلام فرمود : « از كسى كه تو را به سبب آن‌چه ندارى مىستايد دورى كن ، زيرا نزديك است كه آبرويت را براى [ عيب‌هايى ] كه در تو نيست بريزد . » « 2 » روشن نيست كه فرد ياد شده به امام عليه السّلام چه گفته و در منابعى كه در اختيار دارم به آن اشاره‌اى نشده است . چه بسا امام عليه السّلام را به آن‌چه كه در ايشان است و يا حتى كمتر از آن ، ستوده باشد ولى چنان كه از پاسخ امام عليه السّلام پيدا است ستايشگر ، فردى بيمار دل بوده است .

82 - و قال عليه السلام : « بقية السّيف أبقى عددا و أكثر ولدا . »

ترجمه : باقى ماندگان شمشير و جنگ ، شمارشان پايدارتر و فرزندانشان
هامش
( 1 ) . « و قد كرهت أن يكون جال في ظنّكم أنّي احبّ الإطراء و استماع الثّناء و لست به حمد اللّه كذلك و لو كنت احبّ أن يقال ذلك لتركته انحطاطا للّه سبحانه عن تناول ما هو أحقّ به من العظمة و الكبرياء و ربّما استحلي النّاس الثّناء بعد البلاء فلا تثنوا عليّ بجميل ثناء لإخراجي نفسي إلي اللّه سبحانه و إليكم من التّقيّة في حقوق لم أفرغ من أدائها و فرائض لا بدّ من إمضائها فلا تكلّموني بما تكلّم به الجبابرة » خطبه 216 . ( 2 ) . نيز نك : تنبيه الخواطر ، ج 2 ، ص 17 .