تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
راس معه و لا في إيمان لا صبر معه ) بر شما باد به شكيبايى ، كه براى ايمان ، چون سر است بر بدن و ايمان بدون شكيبايى چونان بدن بىسر ، ارزشى ندارد . هر كس خود را به صبر وادار نكند دين ، عقل و عملش كامل نيست . به درستى كه صبر اساس و ركن مهم هر چيز - و نه فقط دين و ايمان - است . ترك شكوه و پنهان نمودن ضرر و مصيبت جلوه‌اى از صبر و شكيبايى است . به راستى فايده اضطراب و غم ، به جز افزايش مصيبت چيست ؟ با صبر ، يوسف از چاه بيرون آمد و عزيز مصر گرديد . آدم نيز با ناشكيبايى و بىارادگى از بهشت بيرون رانده شد و خود و فرزندانش به سختىهاى تصور ناشدنى دنيا گرفتار شدند .

81 - و قال عليه السلام لرجل أفرط في الثّناء عليه و كان له متّهما : « أنا دون ما تقول و فوق ما في نفسك . »

ترجمه : به شخصى كه در ستايش امام عليه السّلام افراط كرد و آن‌چه در دل داشت نگفت ، فرمود : من كمتر از آنم كه بر زبان مىآورى و برتر از آنم كه در دل دارى . شرح : مردى در ستايش از امام عليه السّلام زياده‌روى كرد ولى به آن‌چه گفت باور نداشت . ايشان فرمود : « من كمتر از آنم كه مىگويى . . . » امام عليه السّلام از ستايش شدن بيزار بود و ذاتا از آن دورى مىنمود . اين چنين رفتارى از كسى كه آفريدگار را بزرگ مىبيند ، ضرورى و لازم است . امام عليه السّلام برخى از ياران را كه از ايشان تمجيد مىنمودند سرزنش كرده و مىفرمود : « خوش ندارم به ذهنتان خطور كند كه شنيدن ستايش و تمجيد را دوست دارم . به حمد اللّه چنين
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 126 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى