تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
و قدر الاهى است ؟ ايشان پاسخى طولانى به وى دادند كه گزيده‌اى از آن چنين است : واى بر تو ، شايد مقصودت قضاى لازم و قدر حتمى است كه اگر چنين بود ، پاداش و كيفر ، بشارت و تهديد الاهى ، بيهوده بود . خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند و نهى فرمود تا بترسند . احكامى آسان را واجب كرد ، چيز دشوار را تكليف نفرمود و پاداش كار اندك را فراوان قرار داد . با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد و با اكراه و اجبار اطاعت نمىشود . پيامبران را به شوخى نفرستاد و كتب آسمانى را بيهوده براى بندگان نازل نكرد و آسمان و زمين و آن‌چه را در ميان آن دو است ، بىهدف نيافريد . « اين پندار كسانى است كه كافر شدند و واى از آتشى كه بر كافران است . » « 1 » شرح : برخى از جمله كلينى در اصول كافى ، ابو الحسين در غرر الحكم و شريف رضى گفته‌اند : « پير مردى نزد على عليه السّلام آمد و گفت : آيا حركت ما در مسير شام [ و براى جنگ با معاويه ] با قضا و قدر خداوند بوده است ؟ ايشان در پاسخ فرمودند : سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد ، به جايى گام نگذاشتيم و به دره‌اى سرازير نگشتيم مگر به خواست و تقدير او . پير مرد شامى گفت : در اين صورت ، اختيار ما در دست خدا است و براى كارهاى خويش پاداشى نخواهيم يافت . حضرت فرمود : اى پير مرد ، ساكت ! خدا پاداشتان را در راهى كه مىرفتيد و در مسير بازگشتتان ، بزرگ گردانيد و شما در هيچ حال ، مجبور نبوده‌ايد . پير مرد گفت : با اين حال ، چگونه قضا و
هامش
( 1 ) .ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِص / 38 : 27 .