تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
خواهد بود . كوتاه سخن اين‌كه ، امام عليه السّلام به پيران سالخورده مىفرمايد : تا ديروز براى دنيايت كوشيدى . از آن دست بكش و هم اكنون در پى آخرت باش كه كوچ نزديك است . « 1 »

[ 71 - و قال عليه السلام : « من نصب نفسه للنّاس إماما فليبدا بتعليم نفسه قبل تعليم غيره . . . ]

71 - و قال عليه السلام : « من نصب نفسه للنّاس إماما فليبدا بتعليم نفسه قبل تعليم غيره و ليكن تاديبه بسيرته قبل تاديبه بلسانه و معلّم نفسه و مؤدّبها أحقّ بالإجلال من معلّم النّاس و مؤدّبهم . » ترجمه : كسىكه [ مىخواهد ] خود را رهبر مردم قرار دهد ، بايد پيش از آن‌كه به تعليم ديگران بپردازد ، خود را بسازد و پيش از آن‌كه به گفتار تربيت كند ، با كردار تعليم دهد ، زيرا آن‌كه خود را تعليم دهد و ادب كند ، بيش از آن كس كه به ديگران علم و ادب مىآموزد شايسته تجليل است . شرح : مراد امام عليه السّلام ، رهبر و معلم است و نشانه‌هاى رهبر ناشايست از اين قرار است : 2 - نصيحت مىكند ولى عملكردى بر خلاف گفته‌اش دارد ؛ 2 - دين را ابزار رسيدن به دنيا مىقرار مىدهد و براى رسيدن به مقام و
هامش
( 1 ) . برخى حكيمان گفته‌اند : دنيا شاد مىسازد تا بفريبد و سود مىرساند تا حيله كند . چه بسيار كسانى كه در سايه‌اش آرميدند و خوابشان برد و به آن تكيه كردند و خوارشان نمود . اسكندر از ارسطوطاليس پندى طلبيد . در پاسخ نوشت : هرگاه سلامتى به تو روى آورد ، از تباهى ياد كن ؛ هر زمان خود را در امنيت ديدى ، ترس را احساس نما ؛ چون به نهايت آرزو رسيدى به ياد مرگ باش ؛ و اگر خود را دوست داشتى به خود اجازه بدى به ديگران را نده . شرح نهج البلاغه ، ج 18 ، ص 218 .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 107 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى