تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
هم ، ذات العمل ، عبادت است و رجحان ذاتى دارد ؛ پس مكلف مىتواند آن عمل را به قصد مطلوبيت ذاتيه‌اى كه دارد ، اتيان كند ؛ پس نهى تبعى مقتضى فساد نيست . جناب مظفر مىفرمايد : ما سابقا هم ( در « مبحث ضد » ، در بيان ثمره ) از اين سخن جواب داديم و اينجا هم جوابمان را تكرار مىكنيم و آن اينكه قرب و بعد در باب عبادت صرفا و محضا دائر مدار وجود مفسده يا مصلحت واقعيه و نفس الأمرية نيست بلكه علاوه برآن ، عمل بايد عملى باشد كه بالفعل هم مرغوب فيه و مشتاق اليه و مطلوب باشد و در ما نحن فيه چنين نيست زيرا صلاة و لو فى نفسه عبادت است و مطلوب ، ولى بالفعل متعلق نهى مولوى شده ؛ و عملى كه متعلق نهى شد ، مبغوض مولى است حال ، يا بخاطر مفسده‌اى كه در خود آن عمل وجود دارد يا بخاطر القا در مفسدهء ديگر يا بخاطر تفويت مصلحت غير ( كما اشرنا فى المقدمة ) و عمل مبغوض فعلى ، مبعد فعلى است و مبعد فعلى محال است كه مقرب بالفعل هم باشد . اما مقام سوم : نهى تنزيهى و كراهتى : آيا نهى تنزيهى اگر به عبادتى تعلق گرفت ، مقتضى فساد آن عبادت مىشود يا خير ؟ مثلا صلاة عبادت است و مولى فرموده : « لا تصل فى الحمام » يا فرموده : « لا تصل فى مواضع التهمة » . حال اگر كسى در حمام يا موضع تهمت نماز خواند ، نمازش صحيح است يا فاسد ؟ در رابطه با نهى كراهتى ، در دو بخش بحث مىكنيم : 1 - نهى تعلق بگيرد به نفس همان عنوانى كه عبادت است و متعلق امر است و يا به جزء و شرط و وصف آن . 2 - و يا نهى تعلق بگيرد به عنوان ديگرى كه ما بين آن عنوان با عنوان عبادت ، عموم و خصوص من وجه است . اما قسم اول مانند لا تصل فى الحمام و . . . در اين مورد ، دو نظريه مطرح است : 1 - ميرزاى نائينى مىگويد : نهى كراهتى ، در حكم نهى تبعى غيرى است ؛ همان‌طورىكه او دال بر فساد نبود ، هكذا اين هم دال بر فساد نيست .