واسطه در عروض ، آن است كه حكم و عرض حقيقتا اسناد داده مىشود به واسطه و مجازا به ذى الواسطه . نظير اسناد حركت به سفينه و جالس آنكه به سفينه حقيقت و به جالس مجاز است .
با حفظ اين نكته ، در اين مقام شبههاى پيش مىآيد كه در صورتى كه ذات العبادة متعلق نهى شود ، نهى دلالت بر فساد كل عمل مىكند
ولى در صورتى كه ذات العبادة متعلق نهى نشده بلكه فقط جزئى يا شرطى يا وصفى از اجزا و شرايط و اوصاف متعلق نهى شده ، چرا كل عبادت فاسد شود ؟ بعضىها گفتهاند اينجا نهى ، از جزء يا شرط يا وصف ، به كل و اصل عبادت سرايت مىكند و او را فاسد مىنمايد .
حال يا از باب اينكه اين نهى از جزء ، واسطه در ثبوت است ( يعنى در واقع ، فساد و نهى مال اصل عبادت است منتهى در ظاهر به جزء يا شرط تعلق گرفته ) و يا از باب واسطه در عروض است ( يعنى اين نهى از جزء ، واسطه شده در عروض فساد و نهى به اصل عبادة ) . و بعضى ديگر گفتهاند از باب اين است كه وقتى جزء فاسد شد ، كل هم فاسد مىشود به حكم اينكه اذا انتفى الجزء انتفى الكل و يا المركب ينتفى بانتفاء احد اجزائه . و يا وقتى شرط فاسد شد ، مشروط هم فاسد مىشود از باب اينكه اذا انتفى الشرط انتفى المشروط .
جناب مظفر مىفرمايد :
اولا : طبق بيانى كه ما كرديم ، نيازى به اين تعليلات و علتهاى مندرآوردى نيست چون دليلى بر اين ذكر نشده و صرف ادعاست و همان بيان كه ما ذكر كرديم ، كافى است و آن اينكه با عملى كه مبغوض مولى است ( چه سراسر چه يك بخش و چه يك شرط و يا وصف ) محال است جلب رضايت مولى را نمود . نظير اينكه مولائى چند نوع خوردنى و نوشيدنى را دوست دارد و از يك نوع غذا و نوشابه متنفر است . حال عبد ، براى تقرب بمولى و جلب توجه او ، همهء آن غذاها و نوشيدنىهاى مطلوب را در سفره حاضر كند و اين غذا يا نوشابه مبغوض و ناملائم با طبع او را هم حاضر كند . اينجا جلب رضايت نكرده ؛ چون تا مولا چشمش به آن غذاهاى ناسازگار مىافتد ، فريادش به آسمان بلند مىشود و كل غذاها را بهم مىريزد براى همان يك جزء .
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢٦٧