مثال : صوم يك عبادت است ولى صوم العيدين ( يعنى روزهء روز عيد فطر و عيد قربان ) تحريم شده . آيا اين نهى و تحريم ، دال بر فساد و بطلان است ( يعنى اگر كسى روزه گرفت ، روزهاش باطل است ) يا نه ، فقط دال بر حرمت است ؟
مثال ديگر : صلاة يك عبادت است ولى صلاة در دار مغصوبه ، منهى عنه است . يعنى شارع فرموده : « لا تصل فى الدار المغصوبة » .
آيا اين نهى ، دلالت بر فساد و بطلان آن عمل دارد تا در نتيجه محتاج به اعاده باشد ادائا يا قضاء ؟ يا اينكه فقط دال بر حرمت است ؟
جناب مصنف ، در آغاز ، سه نكته را بعنوان مقدمه بيان مىدارد و سپس در سه مرحله و مقام بحث مىكند و در پايان ، به يك تنبيه ، بعنوان خاتمهء بحث ، اشاره مىنمايد . اما مقدمات :
مقدمهء اول : عبادت به دو معنى آمده :
الف - عبادت بمعنى الاخص ب - عبادت بالمعنى الاعم .
منظور از عبادت به معناى اخص ، عبارتست از اعمال و افعالى كه فقط بايد به قصد تقرب الى اللّه تعالى اتيان شود . به عبارت ديگر ، شرط صحت آنها قصد قربت است و اگر بدون قصد قربت اتيان شوند ، موجب حصول امتثال امر نمىگردند و در نتيجه اعاده لازم دارند ادائا يا قضاء . مانند نماز ، روزه ، حج و ساير افعال تعبدى .
منظور از عبادت به معناى اعم ، عبارت است از هر كارى كه قابليت دارد كه به قصد قربت اتيان شود و اگر مكلف آن عمل را به قصد قربت اتيان نمود ، مستحق ثواب مىشود اعم از اينكه بالفعل قصد قربت كردن در صحت آن لازم باشد ( كه برگشت به همان قسم اول دارد ) يا بالفعل قصد قربت در آنها لازم نيست و شرط صحت آنها نيست و اگر بدون قصد قربت هم اتيان شوند ، صحيح هستند اما اگر
قصد قربت كند ، ثواب هم داده مىشود . نظير شستن لباس و بدن براى نماز كه بدون قصد قربت هم تطهير حاصل مىگردد و شاهدش هم اين است كه اگر با آب غصبى هم جامه را شستشو دهد ، طهارت لباس حاصل مىگردد و امر « اغسل ثوبك » امتثال مىشود و لكن مىتواند با آب مباح بشويد و قصد قربت هم بكند تا استحقاق ثواب هم پيدا كند .
حال كه دو معناى عبادت را دانستيم ، مىگوئيم : « محل نزاع ما منحصر به عبادت
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢٦٣