تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
نبودن نه ادائا ، نه قضاء . متقابلا لازمهء فساد عبادت ، عدم الاجزاء و لزوم الاعادة است ادائا يا قضاء . و در معاملات ، معاملهء صحيح آن است كه همهء اجزا و شرايط معتبره را دارا باشد و كمبودى نداشته باشد و معاملهء فاسد آن است كه برخى از اجزا و شرايط را نداشته باشد و لازمهء صحت معامله ، ترتب اثر است ؛ يعنى اگر بيع است ، نقل و انتقال دارد ؛ اگر نكاح است ، علقهء زوجيت مىآورد . و لازمهء فساد آن ، عدم ترتب اين آثار است . و اما متعلق النهى : عموم نواهى ، بدون استثنا ، نيازمند به متعلق هستند ؛ منتهى متعلق‌ها دو نوعند : 1 - متعلق‌هايى كه قابل اتصاف به صحت و فساد هستند . مثل صلاة در دار غصبى يا معاملهء ربوى . 2 - متعلق‌هايى كه قابل اتصاف به صحت و فساد نيستند . مثل شرب الخمر كه يا حلال است يا حرام . ديگر معقول نيست كه صحيح باشد يا فاسد و مثل غيبت . حال ، بحث ما ، در آن دسته از نواهى است كه متعلق آنها قابل اتصاف به صحت و فساد باشند . دستهء دوم ، از محل بحث خارج است . با حفظ اين نكات مىگوئيم : بحث ما در اين است كه آيا ملازمهء عقليه بين نهى و فساد هست يا نيست ؟ جمعى قائل به اقتضا هستند . يعنى مىگويند « ملازمهء عقليه هست » منتهى يك دسته از اين‌ها ملازمه را عقليهء محضه مىدانند و دستهء ديگر ، عقليهء لفظيه مىدانند . جمعى قائل به عدم اقتضا هستند . يعنى مىگويند چنين ملازمه‌اى نيست . به تعبير ديگر ، آيا بين نهى از شىء با صحت آن شىء تنافى و تمانع هست و اين دو مانعة الجمع هستند يا اينكه تنافى نيست و اين دو قابل جمع هستند ؟ جمعى قائل به قول اول ، و جمعى قائل به قول ثانىاند و چون سخن از ملازمه است ، پس مسئله داخل در ملازمات عقليه خواهد بود و در دو مقام بحث مىكنيم : 1 - عبادات 2 - معاملات

المبحث الاول : النهى عن العبادة

آيا نهى در عبادات ، مقتضى فساد آن عبادت است يا نه ؟