كلمهء دلالت :
مشهور اصوليين ، در موضوع بحث و عنوان مسئله ، كلمهء دلالت را آورده و گفتهاند : « دلالة النهى على الفساد » ولى جناب صاحب كفايه و آقا ضياء و بعضى ديگر ، كلمهء اقتضا را آورده و گفتهاند :
« اقتضاء النهى على الفساد » .
جناب مظفر مىفرمايد : به اعتقاد ما ، تعبير دوم محكمتر و جامعتر است ولى خود ما ، تبعا للمشهور ، مسئله را معنون به عنوان « دلالة النهى » نموديم .
فرق بين دلالت و اقتضا :
كلمهء دلالت ، اگرچه شامل دلالت عقليه هم مىشود ولى متبادر از آن و متفاهم عرفى خصوص دلالت التزاميهء لفظيه است و شايد بر همين اساس ، گروهى از اصوليين اين مسئله را در مباحث الفاظ ذكر نمودهاند . متقابلا كلمهء اقتضا ، ظهور در استلزام عقلى دارد و متبادر از آن همين معنى است . و در اينجا همين معنا مناسب است . چون ملازمه بين نهى و بين فساد ، يك ملازمهء عقليه است و مدرك آن عقل است . البته اين دو تعبير ، روى دو مبنى است :
بيان ذلك : همه قبول دارند كه دلالت نهى بر فساد ، بالمطابقة و بالتضمن نيست بلكه بالملازمة است منتهى جمعى مىگويند « به دلالت التزاميهء لفظيه دلالت دارد و لزوم ، لزوم بين بالمعنى الاخص است » و بعضىها مىگويند « به دلالت التزاميهء عقليه و به استلزام
عقلى دلالت دارد و ملازمه ، بين بالمعنى الاعم يا غير بين است » .
مسئله ، بر مبناى اول ، متناسب با مباحث الفاظ و بر مبناى دوم ، متناسب با مباحث ملازمات عقليه است .
جناب مظفر مىفرمايد : قدر جامع بين دو تعبير فوق آن است كه مسئله را در باب ملازمات عقليه عنوان كنيم ( كما صنعنا ) بدليل اينكه بنا بر هر دو مبنى ، اول بايد ملازمه را ثابت كنيم ( يعنى ثابت كنيم كه « آيا بين نهى و فساد تلازم هست يا نه » ) و اثبات ملازمه ، عقلى است چون مدرك آن عقل است . منتهى اگر لزوم ، بين بالمعنى الاخص باشد ، عقل اين ملازمه را بتوسط « لفظ » ادراك مىكند و اگر لزوم ، لزوم بين بالمعنى الاخص نباشد ، عقل ، بدون وساطت لفظ ، او را ادراك مىكند ؛ يعنى لزوم ، عقلى محض است . پس مناسبتر اين است كه اين مسئله را در همين بخش ملازمات عقليه
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢٥٩