2 - حركات خروجيه مقدمهء واجب است . ( صغرى )
مقدمهء واجب ، واجب است . ( كبرى )
پس حركات خروجيه ، واجب است . ( نتيجه )
جناب مصنف روىهمرفته بر اين بيانيه چهار اعتراض دارند :
1 - شما در كبراى مرحلهء اولى گفتيد « تخلص از حرام ، واجب است » . ما در جواب بيانيهء اول گفتيم « تخلص از حرام ، همان ترك الحرام است و ترك الحرام ، واجب به وجوب مولوى نيست بلكه وجوب و الزام عقلى دارد » .
2 - شما در كبراى مرحلهء ثانيه گفتيد « مقدمهء واجب ، واجب است » . ما در مبحث مقدمهء واجب ، با برهان اثبات نموديم كه مقدمهء واجب ، مطلقا وجوب شرعى ندارد بلكه وجوب عقلى و لابديت عقليه دارد و لا غير .
3 - شما در صغراى مرحلهء اولى و ثانيه گفتيد « حركات خروجيه ، مقدمهء تخلص از حرام است » . ما مىگوئيم : اينجا دو عنوان
است كه بهم خلط شده و اين دو عنوان متلازمانند نه عينان . يكى عنوان تخلص از حرام ( يعنى ترك الحرام ) و يكى عنوان كون در خارج دار غصبى ، كه اين كون ، لازمهء آن تخلص است و حركات خروجيه ( چنان كه در جواب ثانى بيانيهء اولى ذكر كرديم ) مقدمه براى كون خارج الغصب است نه مقدمهء تخلص از حرام . حال ، برفرض كه تخلص از حرام ، واجب باشد ، ما چه دليلى داريم كه عنوان كون در خارج دار غصبى هم واجب باشد ؟
حد اكثر آنست كه اين دو متلازمانند و ما قبلا در مبحث ضد ، در مسلك تلازم ، به ثبت رسانديم كه هيچ دليلى نداريم بر اينكه « ملازم الواجب واجب » يا « مستلزم الحرام حرام » . آرى ، قدر متيقن آن بود كه متلازمين نمىشود يكى واجب و ديگرى حرام باشد ( لعدم القدرة على الامتثال ) . اما اينكه هر دو واجب يا حرام باشند ، دليلى ندارد . ممكن است يكى واجب و ديگرى مباح باشد . پس ما دليلى بر وجوب خود ذى المقدمه ( يعنى كون در خارج دار غصبى ) نداريم تا چه رسد به مقدمهء آن ( كه حركات خروجيه باشد ) .
4 - از تمام جوابهاى قبلى صرفنظر مىكنيم . يعنى مىپذيريم كه تخلص عن الحرام ، واجب است و مىپذيريم كه مقدمهء واجب هم واجب است و مىپذيريم كه تخلص از حرام ، همان كون در خارج دار غصبى است و اين دو مترادفانند نه
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢٥٥