تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
دستهء دوم : عبارتند از عناوينى كه از مقام ذات معنون انتزاع مىشوند و نيازى به ضم ضميمه ندارند . به عبارت ديگر ، از صميم ذات ، ذهن ما آن عناوين را انتزاع مىكند . مانند صفت ابيضيت براى خود بياض كه مىگوئيم البياض ابيض كه خود ذات بياض ، منشأ انتزاع وصف ابيضيت براى او شده و واسطه‌اى در كار نيست زيرا كل جسم ابيض يكون ابيضيته بالبياض و اما البياض فهو ابيض بنفس ذاته از باب اينكه كلما بالعرض لا بدوان ينتهى الى ما بالذات و كذلك الجسم اسود بالسواد و السواد اسود بنفس ذاته و . . . و از همين نوع ثانى است صفات كماليهء واجب الوجود لذاته تبارك و تعالى كه انتزاع صفت عالميت از مقام ذات است نه بواسطهء انضمام يك امر زائد بر ذات زيرا كمالات حق تعالى به عين ذات حق موجود است . نتيجه : چنين نيست كه ما به صورت يك ضابطهء كليه بگوئيم : عناوين منتزعه عموما در انتزاعشان از ذات ، محتاج به ضم ضميمه هستند و تركيب انضمامى است و حيثيت ، حيثيت تقييديه است . ايراد دوم : عناوين منتزعه ، در تقسيم ديگر ، به دو قسم مىشوند : 1 - عناوينى كه مابازا و مطابق خارجى دارند و كاشف و حاكى از يك واقعيت خارجى هستند و به عبارت ديگر ، از قبيل كلى و فرد هستند . مثل عنوان انسان و عنوان زيد كه در خارج ، هر دو به يك وجود ، موجودند و مقابل خارجى دارند . 2 - عناوينى كه مابازاى خارجى ندارند بلكه صرفا يك عنوان انتزاعى و اعتبارى هستند كه ساخته و پرداختهء عقل ما است به منظور حكايت از معنونش بدون اينكه كاشف از يك واقعيت خارجى باشند . مانند عنوان عدم كه در خارج از ذهن ما محال است مصداق داشته باشد صفحه خارج ظرف وجودات است و عدم در آنجا راه ندارد ؛ ذهن ما عنوان عدم را اعتبار مىكند . و مانند عنوان ممتنع الوجود كه مابازاى خارجى ندارد زيرا هرچه در خارج موجود است ، ، يا « ممكن » است يا « واجب » و كلاهما قسيم و ضد ممتنع‌الوجودند و كذلك عنوان شريك البارى و عنوان تناقض و دور و تسلسل و . . . و من هذا القبيل عنوان الحرف و النسبة كه آن هم استقلالا مابازاى خارجى ندارد چون صددرصد وابسته به طرفين است و بدون طرفين ، وجودى