تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
مىشود . يعنى كلمهء فعل در مقابل كلمهء اسم كه مركب از ف - ع - ل است و كلمهء حرف كه مركب از ح - ر - ف است و معنائى هم براى او وجود دارد به اين عنوان ، كلمهء فعل و حرف ، هركدام اسمى از اسما هستند و بر مسمائى دلالت مىكنند و به اين اعتبار ، مخبر عنه واقع مىشوند و به عبارت ديگر ، مفهوم حرف يا فعل يعنى حرف به حمل اولى ذاتى و فعل بحمل اولى ذاتى كه مخبر عنه واقع مىشود . 2 - و تارة : اين عنوان ، بما هو مرآة و فان فى المعنونات و حاك عنها ملاحظه مىشود . يعنى در آئينهء اين عنوان مىخواهيم مصاديق خارجيه را ببينيم . به اين اعتبار است كه كلمهء حرف ، موضوع لا يخبر عنه قرار مىگيرد و مىگوئيم الحرف لا يخبر عنه . سؤال : چرا بايد عنوان را فانيا ببينيم ؟ جواب : چون غرض از اين حكم قائم به معنونات است و اين عنوان ، عنوان مشير است اما در عين حال ، حكم از عنوان به معنون سرايت نمىكند و معنونات ، موضوع اين حكم نيستند زيرا حقيقت حرف ، جز « ربط ما بين دو امر » چيزى نيست . سؤال : پس « فناى عنوان در معنون » چه نقشى دارد ؟ جواب : مصحح موضوعيت موضوع است . با اين بيانات ما ، كاملا روشن مىگردد كه قائلين به « سرايت حكم از عنوان به معنون و اينكه معنون حقيقتا و اولا و بالذات متعلق حكم است » غفلت كرده و خلط نموده‌اند ما بين امرى كه مصحح موضوعيت موضوع است ( كه همان « فانى ديدن عنوان در معنون » باشد ) و ميان امرى كه او خود موضوع الحكم است ( كه نفس العنوان باشد ) . نعم : تبصره : اگر قائلين به سرايت ، مرادشان اينست كه عنوان ، فانى در افراد ملاحظه مىشود و حاكى از معنونات است لان الغرض قائم بالمعنونات ، ما هم قبول داريم اما اين به درد او نمىخورد و هدف او را تأمين نمىكند چون او مدعى است كه حكم از عنوان به معنون سرايت مىكند و حقيقتا معنون است كه داراى اين حكم است و اين مقصود حاصل نيست زيرا كه ما هم مىگوئيم عنوان ، مرآتيت دارد و فانى در افراد است ولى مع ذلك كله ، قائل به سرايت هم نيستيم چنان كه مطلب را مبرهن ساختيم .
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 235 | الشيخ محمد رضا المظفر / على محمدى خراسانى