تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
و تارة : نسبت بينهما عموم و خصوص مطلق است . مثل : اكرم العلماء و لا تكرم العالم الفاسق . و تارة : نسبت بينهما عموم و خصوص من وجه است . مانند : اكرم العلماء و لا تكرم الفساق . كه مادهء افتراق دليل اول ، علماى عادل است و مادهء افتراق دليل ثانى ، جاهل فاسق است و مادهء اجتماع هر دو ، عالم فاسق است كه هم عنوان عالم بر او منطبق است و هم فاسق . پس يكى از موارد تعارض ، موردى است كه متعارضين بينهما عموم و خصوص من وجه باشد . و اما باب تزاحم : دو حكم شرعى كه با يكديگر متزاحم مىشوند ، باز صور مختلفى دارد : تارة : تزاحم بين دو واجب است . و تارة : بين يك واجب و يك مستحب است . و تارة : بين دو حرام . و تارة : بين يك واجب و يك حرام . و در موردى كه بين وجوب و حرمت مزاحمت باشد ، يكى از مواردش آن است كه نسبت بين وجوب و حرمت ، به لحاظ متعلق آن دو ، عموم و خصوص من وجه باشد . مثل : صلاة در دار غصبى مع عدم المندوحة . و اما باب اجتماع امر و نهى : اين باب هم منحصرا موردش آنجائى است كه نسبت بين متعلق امر و نهى عموم و خصوص من وجه باشد . مانند : صل و لا تغصب كه مادهء اجتماع صلاة در دار غصبى است مع وجود المندوحة . حال در مواردى كه نسبت بين دو متعلق دو حكم عموم من وجه باشد ، اينجا قابليت دارد كه از باب تعارض باشد و يا از باب تزاحم باشد و يا از باب اجتماع امر و نهى . با اين حساب ، چنين موردى را داخل در كدام باب كنيم ؟ آيا داخل در باب تعارض كنيم و صغراى آن باب بدانيم تا حكم تعارض ( كه تساقط يا تخيير باشد ) برآن جارى شود ؟ و يا داخل در باب تزاحم باشد تا حكم متزاحمين را داشته باشد . يعنى اگر مساوىاند ، تخيير عقلى و اگر احدهما رجحان دارد ، اخذ به راجح يا اهم كنيم ؟ و يا در باب اجتماع امر و نهى داخل باشد كه احكام آن جارى شود . يعنى على القول به جواز
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 221 | الشيخ محمد رضا المظفر / على محمدى خراسانى