شىء واحد از مسائل علم فقه است ؟ يا از مسائل علم كلام ؟ و يا علم اصول ؟ برفرض كه از مسائل اصوليه باشد ، آيا داخل در مباحث الفاظ است و يا ملازمات عقليه ؟
* گروهى فرمودهاند كه اين مسئله داخل در علم فقه است چون در اين مسئله ، سخن از صحت و بطلان صلاة در دار غصبى مطرح است و صحت و بطلان از احكام شرعيه است كه بايد در فقه مطرح شود .
* و جمعى گفتهاند : از مسائل علم كلام است چون در اين مسئله ، سخن از امكان و استحاله مطرح است و آن هم يك حكم عقلى است و در علم كلام مطرح است .
* و عدهاى فرمودهاند : از مسائل علم اصول و جزء مباحث الفاظ است . چون سخن از اجتماع امر و نهى است و امر و نهى از مباحث الفاظند .
* ولى جناب مظفر به پيروى از استادشان مىفرمايد :
اين مسئله از مسائل اصوليه و داخل در ملازمات عقليه بخش غير مستقلات است ، زيرا كه ملاك آن باب را دارد و آن ملاك اينست كه اثبات اين مسئله متوقف بر دو مقدمه است . يك مقدمه را در « صغرى » به كمك شرع بدست مىآوريم و مقدمهء ديگر را در « كبرى » عقل حكم مىكند . لذا داخل در ملازمات عقليه است .
بيان ذلك : بنا بر قول به امتناع اجتماع امر و نهى مىگوئيم :
هرگاه مكلف به سوء اختيار خودش ما بين عنوان منهى عنه و مأمور به را در شىء واحدى جمع نمود ، در اين صورت اگر امر و نهى هر دو به فعليت خود باقى بمانند ، لازم مىآيد اجتماع امر و نهى در شىء واحد . لكن اين اجتماع محال است و باطل است . پس به فعليت ماندن امر و نهى محال و باطل است .
بيان ملازمه : چه ملازمه است بين « بقاى امر و نهى بر فعليت » با « لزوم اجتماع امر و نهى در شىء واحد » ؟
اثبات ملازمه مبتنى است بر دو مبنائى كه در بالا اشاره شد .
1 - احكام از عناوين به معنونات سرايت مىكنند .
2 - با تعدد عنوان ، معنون متعدد نمىشود .
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢١٦