تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

المسألة الرابعة اجتماع الامر و النهى

مسئلهء رابعه از مسائل غير مستقلات عقليه ، مسئلهء مهم و تاريخى اجتماع امر و نهى در شىء واحد است . از قديم الايام ، در ميان اصوليين شيعه و سنى ، اين بحث مطرح بوده و هست كه آيا اجتماع امر و نهى در شىء واحد جائز است يا خير ؟ اكثريت مطلق اشاعره و گروهى از متقدمين و متأخرين علماى شيعه قائل به جواز شده‌اند و بيشتر علماى معتزله و دانشمندان شيعه قائل به امتناع اجتماع شده‌اند . قبل از هر امرى چند مطلب را ذكر مىكنيم : مطلب اول : جناب مظفر مىفرمايد : در آغاز امر كه انسان با اين عنوان روبرو مىشود ، خيال مىكند كه اين بحث از مباحث بيهوده و باطل مىباشد به جهت اينكه اجتماع امر و نهى در شىء واحد معقول نيست و جائى براى اين نزاع وجود ندارد حتى بر مبناى اشاعره كه تكليف به ما لا يطاق را تجويز مىكنند . بدليل اينكه در ما نحن فيه ، صغرى تكليف بما لا يطاق نيست بلكه در ما نحن فيه ، نفس التكليف محال است يعنى به شىء واحد امر كردن و نهى كردن ممتنع است و اين مورد اتفاق نظر همگان است حتى اشعرى هم در اين مورد قائل به استحاله است « فرق بين تكليف به محال با آنجا كه نفس التكليف محال باشد آن است كه در التكليف بالمحال خود تكليف مستحيل نيست يعنى مولا مىتواند اراده كند آن متعلق را و بدان امر كند مثل طر الى السماء - امش على الماء ولى متعلق تكليف محال است يعنى امتثال آن از ناحيهء عبد مقدور نيست . اينجا بين اشاعره و ديگران اختلاف است ولى در التكليف المحال ، خود تكليف استحاله دارد و مولى نمىتواند اراده بكند چون‌كه اجتماع نقيضين در ارادهء مولى پيش مىآيد ؛ مثل تحرك ، اسكن . و ما نحن فيه من هذا القبيل ؛ يعنى نفس تكليف محال است زيرا امر به شىء واحد يعنى طلب فعل و ارادهء آن شىء و نهى از شىء واحد يعنى نخواستن و كراهت نسبت به آن و خواستن و نخواستن شىء واحد در آن واحد جمع بين نقيضين است و هو مستحيل ذاتا . با اين محاسبه ، سؤال مىشود : اين نزاع در مسئلهء اجتماع امر و نهى چه معنائى