پس تا فرارسيدن وقت فريضه ، حق نداريم مشغول انجام نافله شويم و اگر انجام داديم ، بايد فاسد باشد چون امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد است و نهى در عبادت هم دال بر فساد است .
نعم : فقط يك مورد مستثنى است و آن خصوص نوافل يوميّه است ( مثل نافلهء ظهر ، عصر ، مغرب و صبح ) كه و لو وقت واجب فرا رسيده باشد ، مع ذلك مستحب است كه مكلف اين نوافل را جلوتر بخواند و سر اينكه اين يك مورد استثنا شده ، آن است كه دليل خاص داريم و روايات اين امر را بيان نموده و الا اگر دليل خاص نداشتيم ، طبق قواعد اصولى ، همين مورد را هم استثنا نمىكرديم .
بنابراين اگر شخصى نمازهاى واجبى از او فوت شد و قضاى آنها را بجا نياورد ، اينجا مأموريت دارد كه قضا را بجا آورد و در اين مورد ، على القول بالاقتضاء ، مادامىكه قضاى نمازهاى واجبه را بجا نياورده ، حق ندارد به نوافل و مستحبات بپردازد و اگر انجام داد ، كان فاسدا . ولى على القول بعدم الاقتضاء ، قاعدهاش اين است كه اين عمل عبادى ، صحيح باشد و بطلانش در اين مورد دليل خاص لازم دارد .
2 - در مواردى كه ضد خاص عبادى هم خودش يك واجب است ، مثل اجتماع نجات نفس محترمه از هلاكت با نماز واجب كه امر دائر است بين انقاذ مؤمن و قضا شدن صلاة و يا اتيان صلاة ادائا و هلاكت نفس محترمه . در اينجا انقاذ نفس محترمه اهم است و لذا على القول بالاقتضاء ، كسى كه انقاذ را ترك كند و مشغول نماز شود ، عملش فاسد است . ولى على القول بعدم الاقتضاء ، اين عمل فى نفسه عبادت است و بالعرض هم مفسده پيدا نكرده ، پس بايد صحيح باشد .
3 - در مواردى كه ضد خاص عبادى هم واجب است منتهى اين ضد خاص واجب . موسع است و آن واجب اولى يا مأمور به ،
مضيق است . باز در اينجا واجب مضيق ، تقدم دارد بر واجب موسع و لو واجب موسع به مراتب مهمتر باشد از واجب مضيق و در مقام مزاحمت ، امر به مضيق ، فعلى خواهد بود و لا غير . مثل قضاى دين با نماز اول وقت ، كه پرداخت دين ، واجب فورى و مضيق است ولى نماز اول يا وسط وقت ، واجب موسع است و مانند ازالهء نجاست عن المسجد و نماز در وسعت وقت ، كه ازاله
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص١٨٩