تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
از چيزى پنهان و مخفى نيست ، عرضكرد پس ( اگر مخفى نيست خدا ) چرا چشمها او را نمىبيند ؟ فرمود : براى آنكه فرق باشد بين او و مخلوقاتش كه با چشم ميتوان آنها را ديد ، و گذشته از اين حرفها : خداوند بالاتر و بزرگتر از آنست كه چشمى او را به بيند و يا وهم و خيال كسى بتواند به او احاطه نمايد و يا در عقل كسى گنجانيده شود عرضكرد حدّ خدا را براى من بيان كن ، فرمود : خداوند را نميتوان تحديد كرد گفت چرا نميشود ؟ فرمود براى آنكه هر محدودى آخر الامر به حدى منتهى ميگردد و هر چه را بتوان تحديد كرد احتمال زياد ( و بزرگ ) شدن دارد ، و هر چه احتمال زياد شدن داشته باشد احتمال كم شدن هم در او هست ( تا به حدى كه به كلى فانى و نابود شود ، و با اين دليل علمى و منطقى ) پس خداوند غير محدود است و زياد و كم نميشود ( ذات و صفات او ) و بوهم و خيال كسى نگنجد ، . 2 - خبر داد مرا . . . از ابو حمزه ثمالى كه گفت عرضكردم به حضرت سجاد عليه السّلام كه : چرا خداوند خود را از خلق پنهان كرده ( كه مردم نميتوانند او را به بينند ؟ ) فرمود : براى آنكه مردم جاهل و نادانند ، و اگر خدا را ميديدند ( در اثر زياد ديدن ) ديگر از او نميترسيدند و او را با عظمت نمىپنداشتند ( و فرمان او را نميبردند و عبادت و اطاعتش نميكردند ) همانند آنكه يكى از شما كه در اول مرتبه خانه كعبه را به بيند آن را عظيم و بزرگ ميشمارد و ليكن اگر چندين مدت ( و يا ساليان دراز ) خانهء كعبه را به بيند بواسطه زياد ديدن چه بسا ديگر به او اعتنا نكند و به او نظر ننمايد و با عظمتش نداند .

باب نود و نهم علت بعثت و چگونگى اثبات نبوت انبيا و مرسلين و علت اختلاف معجزه ايشان

1 - حديث كرد ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام « 1 » كه ميفرمود در ضمن
هامش
« 1 » بيان فوق را مرحوم صدوق در كتاب توحيد ضمن خطبه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل نموده و شايد نويسندگان در كتابت و استنساخ اشتباه كرده‌اند .