ندارد ( براى محصول و رشد و نمو نميكند گياهى ) مگر بواسطه آب ، بدن آدمى هم استقامت ( و رشد و نموّ ) ندارد مگر بواسطه خون .
و مخ انسان ( از اجتماع و تركيب ) چربى و كف خونست .
و نيز خلقت انسان از دو قسمست ، قسمتى از دنيا ( كه بدن او باشد ) و قسمتى از آخرت ( كه روح او باشد ) و چون خداوند جمع فرمايد بين بدن و روح او ميتواند در دنيا زندگى كند ، و هنگامى كه خداوند جدائى اندازد ميان بدن و روح او ميميرد و روح او به آسمان بالا خواهد رفت و جسد او در زمين خواهد ماند و بمرور زمان پوسيده خواهد شد ( مگر جسد پيغمبران و اوصياء ايشان و علماى حقيقى و زهاد واقعى و شهداى راه حق ) و هر يك از عناصر بدن او به حالت أوليه خود برميگردد .
و كمال و علم و دانش و هوش مؤمن از نور و تأييد عقلست ، و زيركى كافر از ناحيه مكر و حيله و تزوير است و مرگ رحمت خدائيست براى بندگان مؤمن ( زيرا از گرفتارى و مذلت دنيا راحت ميشوند و بنعمت بهشتى نائل ميگردند ) و مرگ براى كافر نقمت و عقوبتست و خداوند دو طرز عقوبت مينمايد يكى بر روحست و ديگرى تسلط بعضى از مردمست بر بعضى ، و عقوبت خداوند بر روح عبارتست از فقر و بيمارى جسم ( چون روح در بدن و بدن در روح تأثير بسزائى دارد ) .
و تسلط بعضى بر بعضى ذلت و خواريست چنان كه در قرآن ميفرمايد : * ( وَكَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * ، ما بعضى از ستمكاران را بر بعضى ديگر تسلط دهيم بسبب گناهانى كه مرتكب ميشوند .
و عقوبت مؤمن در دنيا است و عقوبت كافر هم در دنيا و هم در آخرتست و عقوبت در مقابل گناهانست كه گاهى مؤمن از راه خطا و يا به جهت فراموشى و يا بواسطه آنكه توانائى حفظ خود را ندارد و يا بطور إكراه مرتكب معصيت مىشود ، و ليكن كافر عمدا و براى خاطر مخالفت ( با خدا و پيغمبر و ائمه عليهم السّلام و علما و مبلغين و گويندگان مذهبى اسلامى ) و به جهت دشمنى و إنكار و از روى حسد مرتكب گناه ميگردد ،
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٣٤