تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
( همچنين بشر گاه مبتلا بفشار خون مىشود و او را هلاك مينمايد ) سوم - باد : و آن بمنزلهء سلطانيست كه رعيت پرور باشد و با ايشان مدارا كند چهارم - صفرا : و هيهات هيهات كه چقدر دور است سلامتى انسان از آن ، زيرا همانند زمين است كه اگر به حركت آيد و بلرزد ، هر چه روى آن باشد ميلرزد ( و در بسيارى از اوقات باعث خرابى عمارات مىشود ، و همچنين صفراى بدن كه اگر بجنبش آيد انسان را بيمار و گاه هلاك ميسازد ) . 3 - حديث كرد مرا . . . از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام كه ميفرمود : غلظت و تند خوئى انسان در ( اثر ترشحات ) جگر سياهست ، و حيا در ( اثر ترشحات غددى ) جگر سفيد است ، و جايگاه ( نور ) عقل در قلب آدمى است . ؟ 4 - حديث كرد مرا . . . از يكى از صحابه كه چون خداوند حضرت آدم را خلق نمود بباد چهارگانه ( شمال و جنوب و صبا و دبور ) أمر نمود بر آدم بوزند ، و بادها بأمر خدا بر بدن آن حضرت وزيدند و بدن حضرتش از هر بادى طبيعتى برداشت . 5 - حديث كرد مرا . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : انسان بسبب حرارت ( گرسنگى و تشنگى ) در بدن غذا مىخورد و آب مىآشامد ، و بوسيلهء نور ( چشم ) مىبيند و ( بواسطه نور عقل ) ميفهمد ، و بتوسط باد ميشنود و ميبويد ، و طعم و مزه خوردنيها و آشاميدنيها را بواسطه آب ( دهان ) درك مىكند ، و بسبب روح حركت مينمايد و اگر حرارت در معده انسان نبود غذائى كه مىخورد و چيزى كه مىآشاميد هضم نميگرديد ، و اگر در بدن باد نميبود حرارتى در معده پيدا نميشد و فضولات و مواد زائد غذائى از بدن خارج نميشد ، و اگر روح نبود انسان نميتوانست حركت كند و رفت و آمد نمايد و اگر سردى آب نبود حرارت معده را ميسوزانيد ، و اگر در چشم نور نبود آدمى چيزى را نميديد و ( اگر نور عقل نداشت ) در هيچ امرى تعقل نميكرد و نمىفهميد . پس گل و خاك صورت و هيكل انسانست و استخوانها در بدن بمنزله درختست در زمين ، و خون در بدن همانند آب است روى زمين ، و همچنان كه زمين استقامتى