طائفه جن را دور نمايم از خلق و بندگان خاص خود ، و در هوا و در اطراف زمين كه مجاور با بنى آدم نباشند جاى دهم و ميان جنّ و بشر حجابى قرار دهم كه بشر جنّ را نه بيند كه با آنها معاشرت و مجالست و معامله نمايند ، و هر بشرى كه گناه كند و معصيت نمايد او را در ( جهنّم ) جايگاه گناهكاران منزل دهم و باكى از اين كار نخواهم داشت و ترس و بيمى از كسى ندارم .
ملائكه گفتند : خدايا انجام بده آنچه را كه اراده فرموده اى زيرا ما نميدانيم جز آنچه را كه بما تعليم فرموده اى ، و توئى دانا و حكيم ( كه با علم و حكمت كارى را انجام ميدهى و در كارهاى حكيم نقص و عيبى يافت نميشود ) .
خداى تعالى باز در جواب ملائكه فرمود : خلق ميكنم بشرى را از گل متغيرشده اى ، و چون او را خلق نمودم و روح در او دميدم بايد بر او سجده كنيد و اين أمر مقدمه اى بود در حق آدم پيش از آنكه او را خلق كند كه حجت خود را بر همهء ملائكه تمام نمايد ( و آنها مهياى اطاعت أمر خدا باشند ) .
پس خداوند كفى از آب شيرين برگرفت و با خاك مخلوط و ممزوج كرد و فرمود از تو ( اى گل ) خلق خواهم كرد أنبياء ( غير مرسل ) و پيغمبران مرسل و بندگان صالح و شايسته و امامان هدايتكننده و كسانى كه مردم را دعوت ميكنند ( به اطاعت و بندگى من كه بالنتيجه ) به بهشت ( خواهند رفت ) تا روز قيامت ، و پروائى و ترس و بيمى از كسى ندارم ( كه آنها را به بهشت ميبرم ) و كسى نميتواند از من سؤال كند ( و اعتراض نمايد بر أعمال و كارهاى من ) و ليكن از مردم پرسيده مىشود از آنچه كه خواهند كرد ؟
و سپس كف ديگرى از آب شور و تلخ برگرفت و با خاك ممزوج نمود ، و فرمود : از تو خلق مينمايم جباران و ستمگران و فراعنه ( و آنها كسانى هستند كه ادعاى خدائى نمودهاند ) و گناهكاران و برادران شياطين و كسانى كه مردم را بسوى جهنم ميكشانند و پيروان ايشان را تا روز قيامت ، و باكى ندارم و كسى را نميرسد و حقى نيست كه از كارهاى من سؤال كند و ( بگويد چرا اينها را آفريدى ) ليكن از
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٣١