اين زمين ؟ عرضكرد : گمانم بين مكه و مدينه است .
آن حضرت رو كرد بصحابه و گفت شما كاملا ميدانيد چقدر ناامنست كه گاهى قافله از مدينه به مكه ميرود و در بين راه دزدان راهزن آنها را ميگيرند و اموال ايشان را بغارت مىبرند و چه بسا خود آنها را نيز ميكشند و مردم از اين راه ايمن نيستند ، آيا اين چنين نيست ؟ همه گفتند بلى اين چنين است هيچ كس تأمين جانى و مالى ندارد از اين راه ، ابو حنيفه ( از اشتباه خود خجل و شرمنده گرديد و ) ساكت شد .
آن حضرت فرمود : اى ابو حنيفه بگو اينكه خدا ميفرمايد : * ( وَمَنْ دَخَلَه كانَ آمِناً ) * ( يعنى هر كه در آنجا داخل شود ايمن خواهد بود ، زيرا خدا حافظ او است ) كدام مكان است ؟ عرضكرد كعبه ( و مسجد الحرام ) است ، آن حضرت فرمود : تو ميدانى كه حجاج بن يوسف ( ملعون ) منجنيق ساخت در مسجد الحرام و عبد الله بن زبير را بدان آويخت و كشت ، پس چگونه آنجا محل امن است ، ابو حنيفه ساكت گرديد سپس آن حضرت فرمود : اگر مسأله و مطلبى براى تو روى دهد كه حكمش در قرآن نباشد و از پيغمبر هم حكمش به تو نرسيده باشد چه ميكنى عرض كرد قياس ميكنم و برأى و نظر خودم عمل مينمايم ، فرمود : اى ابو حنيفه اول كسى كه قياس كرد شيطان ملعون بود كه بر خدا قياس كرد و گفت : من از آدم بهترم چون مرا از آتش خلق كردى و آدم را از خاك آفريدى ، ابو حنيفه ساكت ماند ( و جوابى نداشت كه بگويد ) .
آن حضرت فرمود : بگو كداميك از بول و منى پليدتر است ، عرضكرد : بول ، فرمود : پس چرا بايد مردم بواسطه خروج منى غسل كنند و براى بول غسل نبايد بنمايند ، ابو حنيفه ساكت گرديد .
آن حضرت فرمود : بگو كداميك از نماز و روزه افضل است ، عرضكرد : نماز فرمود : پس چرا زنان كه در ماه رمضان حائض ميشوند بايد قضاى روزههاى خود را بگيرند و ليكن قضاى نمازها را نبايد بخوانند ، أبو حنيفه ساكت و مبهوت شد .
آن حضرت فرمود : بگو فتواى تو چيست در اينكه : مردى يك زن آزاد عقيم
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٠١