هر گاه به آن صدمه برسد آدمى ديوانه و أبله گردد ) و حفظ مغز سر نمايد و اگر اين آب نميبود مغز سر گداخته ميشد و فرو ميريخت .
و آب دهان را شيرين گردانيد تا درك كند بنى آدم طعم و مزهء خوردنيها و آشاميدنيها را ، و اينها منتى است از خداوند بر بنى آدم .
و كلمه اى كه اولش كفر است و آخرش ايمان كلمه
« لا إله إلا الله » ) *
است .
سپس فرمود : اى نعمان به پرهيز از قياس در دين ، همانا شنيدم از پدرم عليه السّلام و او از آباء خود عليهم السّلام از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلَّم كه ميفرموده هر كه در چيزى از دين ( و حكمى را بحكمى بدون مناسبت ) قياس كند خداوند او را با شيطان همقرين نمايد در جهنم ، زيرا شيطان اول كسى بود كه قياس كرد و گفت : سجده بر آدم نميكنم زيرا من بهترم از او چون مرا از آتش خلق كردى و آدم را از خاك .
اى أبو حنيفه هيچ وقت در برابر احكام ( خدا و رسول و جانشينان به حق او ) اظهار نظر و رأى و قياس نكن ، زيرا دين خدا برأى و قياس ( تو و امثال تو ) واگذار نشده 5 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از يكى از صحابه حضرت صادق عليه السّلام كه ميگفت خدمت آن حضرت بودم كه جوانى از قبيله كنده وارد شد و مسأله اى پرسيد ، و من آن جوان و مسأله او را در خاطر داشتم تا زمانى كه وارد كوفه شدم و بنزد أبو حنيفه رفتم كه ناگاه ديدم همان جوان وارد شد بر أبو حنيفه و همان مسأله را پرسش كرد و ابو حنيفه فتوائى بخلاف فتواى حضرت صادق عليه السّلام گفت ، من به پا خواستم و گفتم واى بر تو اى ابو حنيفه ، در سال گذشته رفتم به مكه براى حج و وارد شدم بر حضرت صادق عليه السّلام و ديدم همين جوان را كه آمد و همين مسأله را پرسيد و آن حضرت فتوائى فرمود بخلاف فتواى تو ، أبو حنيفه ( ل ) گفت جعفر بن محمّد ( الصادق عليهما السّلام ) چيزى نميداند ، من از او عالمتر هستم زيرا من مردان بزرگ علمى را ديدهام و از زبان ايشان چيزهائى را شنيدهام و مطالبى را ياد گرفتهام ، و جعفر بن محمّد ( امام صادق عليه السّلام ) صحفى است و علم را از كتابها ياد گرفته .
راوى گويد : با خود گفتم بايد سال ديگر به مكه بروم اگر چه نيابتى باشد ،
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص١٩٩