و متوجه آخرت باشد ) و آرزويش را پشت سرش مقرر داشت تا زمانى كه ترك اولائى از او سر زد كه در آن هنگام آرزويش مقابل چشمش آمد ( و حجاب و ساتر از ادراك حقايق گرديد ) و مرگش پشت سر قرار گرفت و از اين جهت است كه مردم عقل ( فطرى ) دارند و ميفهمند و ليكن چيزى را نميدانند .
باب هشتاد و سوم علت آنكه خداوند وسعت داده روزى احمقان را
1 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : علت آنكه خداوند ( در غالب اوقات ) وسعت داده روزى احمقان را ( كه براحتى و با اندكى زحمت به آنها ميرسد ) آنست كه عبرت بگيرند عقلا ( آن كسانى كه خود را صاحب عقل و تدبير ميدانند ) و بدانند كه وسعت رزق و رواجى كسب بعقل و حيله و تدبير و تزوير نيست
باب هشتاد و چهارم علت آنكه انسان بدون علت گاهى محزون ميگردد ، و گاهى خوشحال مىشود بدون جهت
1 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از عبد الرحمن كه گفت عرض كردم به حضرت صادق عليه السّلام چرا در بعضى اوقات محزون ميشوم بدون آنكه سببى داشته باشد و يا اهل و فرزندان و اموالم موجب آن گرديده باشند ، و چه بسا مىشود كه خورسند و خوشحال ميگردم بدون آنكه چيزى سبب و علت آن بشود .
فرمود : هيچ كسى نيست مگر آنكه ملكى و شيطانى همراه اوست ، هر وقت آن ملك به او نزديك گردد خوشحال مىشود ، و هر گاه شيطان به او نزديك شود ( و او را وسوسه نمايد ) محزون و مهموم گردد ( پس چنان نيست كه تو گمان كرده اى بلكه حزن و اندوه از وساوس شيطانيست ) .