تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
3 - حديث كرد مرا پدرم از . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : اسماعيل ( صادق الوعد ) پيغمبر مرسل بود ، و قومش بر او مسلط شدند و پوست سر و صورتش را كندند . پس ( از اين عمل ناشايستهء قوم او ) فرشته اى بنزدش آمد و گفت خدايت سلام مىرساند و ميفرمايد : ديدم آنچه را كه با تو نمودند ، و به من فرموده انجام دهم هر چه را به من دستور فرمائى ، فرمود : يكون لى بالحسين بن على عليهما السّلام اسوة . 4 - حديث نمود مرا پدرم از . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود ( در بارهء صادق الوعد بودن رسول خدا صلى الله عليه و آله ) روزى در مكانى شخصى با رسول خدا صلى الله عليه و آله وعده كرد و گفت يا رسول الله اينجا باشيد تا من بازگردم . و اتفاقا آن مرد نيامد تا آفتاب به آن حضرت تابيد ، صحابه معروض داشتند بسايه برويد ، فرمود من در اين مكان كه هستم با او وعده كرده‌ام و اگر نيايد تا روز محشر در اين مكان خواهم ماند .

باب شصت و هشتم علت آنكه شماره ناس بيشتر از بنو آدم است

1 - حديث كرد مرا پدرم از . . . كه پرسيدند از حضرت صادق عليه السّلام كه ( شماره مدلول ) ناس بيشتر است يا ( شماره ) بنو آدم ، فرمود ( شماره ) ناس ، گفتند چرا بيشتر است ، فرمود : براى آنكه اگر گفتى « ناس » آدم أبو البشر هم جزو آنها خواهد بود ، و لكن اگر گفتى « بنو آدم » آدم أبو البشر خارج از آنها است بنا بر اين بنو آدم يكنفر كمتر از ناس است « 1 » .
هامش
« 1 » در مجمع البحرين در لغت « نوس » نوشته : و الناس قد يكون من الجن و الانس ، بنا بر اين كلمه ناس قدر مشتركى دارد بين جن و انس . و شايد سائل كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسش فوق را نموده همين توهّم را كرده كه يعنى « ناس » عبارتست از جن و انس و « بنو آدم » عبارتست از بشر ، و آن حضرت در جواب خواسته است كه توجه او را از جن سلب و متوجه به بشر سازد .
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 179 | الشيخ الصدوق / سيد هداية الله مسترحمى اصفهانى