باب هفتادم علت آنكه پيغمبر اسلام مانند عيسى پس از ولادت تكلم نفرمود
1 - خبر داد مرا . . . از وهب كه مردى يهودى به نبى اكرم صلى الله عليه و آله عرضكرد :
يا محمّد آيا پيش از آنى كه آفريده شوى پيغمبر بودى ، آن حضرت فرمود آرى پيغمبر بودم عرضكرد : صحابهء شما هم با شما بودند و با ايمان نوشته شده بودند ، فرمود :
آرى اينها هم با من بودند ، عرضكرد پس چرا روز اول ولادت سخن نگفتى مانند حضرت عيسى بن مريم با اينكه ميگوئى : من پيش از آنكه متولد شوم پيغمبر بودم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : زيرا ولادت من همانند تولد حضرت عيسى نبود ، براى آنكه خداوند حضرت عيسى را آفريد بدون پدر مانند آدم أبو البشر ، و اگر حضرت عيسى وقتى كه متولد گرديد سخن نميگفت براى مادرش عذرى نبود و ( دليلى بر پاكدامنى خود نداشت و مردم هم به او حرفهاى زشت و ناپسند ميزدند و نسبت بساحت مقدسه اش جسارت و بىادبى ميكردند و او را متهم بزنا نموده بودند چون ) شوهر نكرده بود و فرزندى از وى متولد گرديد ، و مردم نادان او را سنگسار مينمودند چنان كه زنان زناكار را سنگسار ميكردند ، و خداوند حضرت عيسى را بسخن گفتن واداشت تا عذرى باشد براى مريم ( و به اين وسيله معلوم گردد كه با عفت و عصمت است و دامنش بناپاكى و زنا آلوده نشده ، زيرا زنا زاده نميتواند چنين معجزه اى را از خود نشان دهد ) .
باب هفتاد و يكم علت آنكه كفار حضرت زكريا را كشتند
1 - خبر داد مرا . . . از وهب بن منبّه كه ميگفت : شيطان داخل مجالس بنى إسرائيل ميشد و ميگفت زكريا با مريم زنا كرده ( چون او متكفل مريم بوده