تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
دوم - آنكه آن حضرت بخيل بود از طريق و راهى كه جهال و نادانان ميرفتند ( يعنى آنچنان كه مردمان بخيل خوش ندارند كه ثروتشان صرف و خرج شود آن حضرت هم خوش نداشت كه وقتش صرف كارهائى كه نادانان به آن مشغولند بگردد ) . و سپس حضرت كاظم عليه السّلام فرمود : به خدا قسم بما آل محمّد عليهم السّلام عنايت شده همانند آنچه را كه بسليمان داده شده بود ، و بما مرحمت گرديده آنچه را كه بسليمان و غير او از پيغمبران عنايت نشده ( دليل بر اين مطلب آنست كه ) خداى تعالى در قصه سليمان ميفرمايد : * ( هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ ) * ، اين ( نعمتها و اموال ) عطاى ما است بهر كه خواهى عطا كن و از هر كه خواهى منع كن كه در قيامت از تو حساب نخواهيم گرفت و نميگوئيم چرا عطا و بخشش كردى و يا منع نمودى . و لكن در قصه محمّد صلى الله عليه و آله فرموده : * ( ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا ) * آنچه را كه رسول من بشما دستور ميدهد بپذيريد و از هر چه نهى كند خويشتن دارى نمائيد ( و مرتكب آن نشويد و انجام ندهيد زيرا بر صلاح دين و منفعت زندگى شما است ) « 1 »

باب شصت و سوم علت آنكه در اسم سليمان يكحرف زيادتر است و علت آنكه داود را داود ناميدند و جهت آنكه باد مسخر سليمان گرديد و سبب آنكه سليمان از سخن مورچه خنديد

1 - حديث كردند ما را . . . از حضرت رضا عليه السّلام كه ميفرمود : وقتى كه سليمان بوادى مورچگان رسيد رئيس موران گفت : اى مورچگان همه بخانه‌هاى خود رويد مبادا سليمان و لشكريانش شما را پايمال كنند ، با اينكه در هوا راه ميرفتند ، باد
هامش
« 1 » نتيجه مطلب آنست كه خداوند بسليمان فرمود : اگر مايل بودى نعمتهائى كه به تو عنايت كرده‌ايم بمردم عطا كن و اگر نخواستى عطا و بذل و بخشش نكن و نفرموده كه بايد مردم پيروى أوامر او را بنماييد و لكن در بارهء رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بامتش فرموده : بايد طبق دستور آن حضرت عمل نمايند كه اختيار دين و دنياى مردم را به آن حضرت واگذارده . و در بحار گويد روايت فوق « كه حضرت سليمان بخيل بوده » از جعلياتست و حضرت كاظم عليه السّلام بواسطه تقيه آن را ردّ نفرموده ، و در جواب سؤال سائل بيانى از خود فرموده
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 167 | الشيخ الصدوق / سيد هداية الله مسترحمى اصفهانى