هستم ) براى آنست كه بدانى مملكت تو بر باد قرار گرفته ( و دوام و بقائى ندارد ) و نميتوانى به آن اعتماد كنى و به آن متكى باشى ، و اگر خداوند تمام مخلوقات خود را مسخر تو ميگردانيد چنان كه باد را مسخر تو گردانيده بطور يقين همهء آنها از دست تو بيرون خواهد رفت ( همچنان كه باد در دست كسى نمىماند ) .
در اين هنگام حضرت سليمان از سخن مورچه تبسم نمود « 1 » .
باب شصت و چهارم علت آنكه هر كجا موريانه است زمين نمناكست
1 - حديث كردند ما را . . . از حضرت باقر عليه السّلام كه ميفرمود : چون موريانه عصاى حضرت سليمان را خورد و آن حضرت به پهلو درافتاد ، أجنّه ( به اين سبب دانستند كه آن حضرت فوت نموده است ) براى تشكر و اظهار قدردانى از عملش بر خود لازم نمودند كه برايش آب و گل حاضر نمايند از اين جهت هر جا موريانه است زمين نمناكست .
2 - حديث كردند ما را . . . از حضرت رضا از آباء أمجدش از حضرت صادق عليهم السّلام كه ميفرمود : حضرت سليمان روزى بصحابه ( و نديمان خاص ) خود فرمود : كه خداوند تبارك و تعالى به من عنايت فرموده مملكت و سلطنتى را كه بعد از من كسى را سزاوار نيست و به آن نرسد ، و در اختيارم نهاده باد و إنس و جن و پرندگان و وحوش را ، و هم زبان مرغان را به من آموخته است ، و ( بلكه ) از هر چيز ( كه خلق فرموده اختيار آن را ) به من عطا فرموده ، و با اين همه نعمتها و مقام و مرتبهها كه به من مرحمت نموده يك روز را تا شب بشادى نگذرانيدهام .
از اين جهت قصد دارم كه فردا بقصر خود داخل شوم و بر بام قصر روم و به اطراف
هامش
« 1 » گويا تبسم آن حضرت از اين جهت بوده كه خوشحال شد مورچگان كمال توجه را به خداوند دارند و دقيقه و آنى از ذكر او غافل نميشوند ، و اين بشر است با اينكه گل سرسبد و أشرف مخلوقاتست از خداى غافل ميگردد