تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
( 1 )

ذكر عبد المطّلب بن هاشم

محمد بن عمر بن واقد اسلمى گويد * مطّلب بن عبد مناف بن قصىّ از هاشم و عبد شمس بزرگتر بود و او همان كسى است كه قرار داد بازرگانى قريش با حبشه را با نجاشى بست و ميان قوم خود بسيار شريف و مطاع بود ، قريش به سبب بخش زيادش او را « فيض » لقب داده بودند ، بعد از مرگ هاشم او عهده‌دار مناصب آبرسانى و پذيرايى شد و در اين باره اين ابيات را سروده است : به بنى هاشم خبر بده كه ما چه كرديم و اينكه كسى به ما فرمان نمىدهد ، ما براى سيراب كردن حاجيان بيت الحرام اقدام كرديم به هنگامى كه مجد و بزرگى ترك شده بود ، و ما حاجيان را به خانه‌هاى خود مىبريم گويى آنها گله‌هايى هستند كه جمع مىشوند . [ 1 ] گويد ، ثابت بن منذر بن حرام كه پدر حسان بن ثابت است براى گزاردن عمره به مكه آمده بود و مطّلب را كه دوست او بود ديدار كرد و گفت : اگر برادرزاده‌ات شيبة را كه ميان ماست ببينى او را سراپا جمال و هيبت و شرف خواهى ديد ، من او را در حالى ديدم كه با گروهى از جوانان قبيلهء داييهاى خود مسابقهء تيراندازى مىداد و تمام تيرهاى خود را چنان به راحتى به هدف مىزد كه من كف دست خود را بر كف دست ديگر بزنم ، و هر مرتبه كه تير را رها مىكرد مىگفت من پسر عمرو العلى هستم . مطّلب گفت : همين امروز را به شب
هامش
[ 1 ] .ابلغ لديك بنى هاشم * بما قد فعلنا و لم نؤمر أقمنا نسقي حجيج الحرام * اذ ترك المجد لم يؤثر نسوق الحجيج لأبياتنا * كانّهم بقر تحشر