( 1 ) خزرج است و يك برادر مادرى هم به نام مخرمة بن مطّلب بن عبد مناف بن قصىّ دارند ، و اسد بن هاشم كه مادرش قيلة دختر عامر بن مالك بن جذيمه است و اين مالك معروف به مصطلق و از بنى خزاعه است ، و قيله به جزور معروف بوده است ، و نضلة بن هاشم و شفاء و رقية كه مادرشان اميمة دختر عدى بن عبد اللّه بن دينار بن مالك بن سلامان بن سعد از قبيلهء قضاعه است و دو برادر مادرى ايشان نفيل بن عبد العزى عدوى ، و عمرو بن ربيعة بن حارث حبيب بن جذيمة بن مالك بن حسل بن عامر بن لؤىّاند ، و ضعيفة دختر هاشم و خالدة دختر هاشم كه مادر خالده معروف به ام عبد اللّه است و او واقدة دختر ابو عدى يا عدىّ است كه عامر بن عبد نهم بن زيد بن مازن بن صعصعة است ، و حنّة دختر هاشم كه مادرش عدىّ دختر حبيّب بن حارث بن مالك بن حطيط بن جشم بن قسى است و او همان ثقيف است .
گويد : كنيهء هاشم ابو يزيد بوده است و برخى هم گفتهاند كنيهاش به نام پسرش اسد ، ابو اسد بوده است و چون هاشم در گذشت فرزندانش اشعار زيادى در رثائش سرودند از جمله محمد بن عمر از قول رجال سند خود مىگويد خالدة دختر هاشم پدر خود را با اين اشعار كه نسبتا سست است رثا گفته است :
خبر دهندهء مرگ ، خبر مرگ بهترين كسى را كه بر زمين گام مىنهاد داد ، مردى كه داراى كرامت و كردارهاى پسنديده بود ، سرور و مهتر جوانمرد و خردمند كه تصميم او استوار و خود نيرومند و پناه مردم بود ، كسى كه مايهء آرايش قبيله بود و در همه حال چه در فراخى و چه در قحطى بهار مردم بود ، خبر مرگ كسى را داد كه داراى مكارم و بخشندگى و علوّ مقام بود و او عمرو بن عبد مناف است ، پاكترين فرزند قبيلهء لؤىّ كه از همگان پاكتر بود در شام ميان سنگلاخها خفته است ، آرى تا هنگامى كه زنده باشم با صداى بلند بر او مىگريم كه من به مصيبت مرد بخشش و فضيلت گرفتار شدم ، و همانا من مصيبتزده شدم به مرگ مهتر و سالار بنى فهر كه در همهء كارها سرور و مهتر بود [ 1 ] .
هامش
[ 1 ] .بكر النعىّ بخير من وطئ الحصى * ذى المكرمات و ذى الفعال الفاضل
بالسّيد الغمر السميدع ذى النّهى * ماضى العزيمة غير نكس واغل
زين العشيرة كلّها و ربيعها * فى المطبقات و فى الزمان الماحل
بأخى المكارم و الفواضل و العلى * عمرو بن عبد مناف غير الباطل
انّ المهذب من لوىّ كلها * بالشام بين صفائح و جنادل
فابكى عليه ما بقيت بعولة * فلقد رزئت أخا ندى و فواضل