( 1 ) ادارهء اين كارها مىدانستند و هاشم بن عبد مناف در اين مورد از همه بيشتر تلاش مىداشت ، بنى عبد الدار هم از تسليم اين امور به ايشان خوددارى مىكردند و عامر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار از آنها طرفدارى مىكرد ، در نتيجه بنى اسد بن عبد العزّى بن قصىّ ، و بنى زهرة بن كلاب ، و بنى تيم بن مرّة و بنى حارث بن فهر از هاشم طرفدارى كردند و بنى مخزوم و افراد قبيلهء سهم و جمح و بنى عدى بن كعب از فرزندان عبد الدار طرفدارى كردند ، و بنى عامر بن لؤىّ و بنى محارب بن فهر هم بىطرف ماندند و از هيچ كدام طرفدارى نكردند ، و آن دو گروه با همپيمانان خود پيمانهاى استوار بستند كه يك ديگر را خوار و زبون و تسليم دشمن نكنند تا گاهى كه دريا خرقه را خيس كند . [ 1 ]
بنى عبد مناف و كسانى كه طرفدارشان بودند ديگ كوچكى را از عطر و مواد خوشبو بيا كندند و آن را كنار كعبه گذاشتند و دستهاى خود در آن فرو بردند و پيمان بستند و سوگند وفادارى خوردند و براى تأكيد بيشتر دستهاى عطر آلودهء خود را به ديوار كعبه كشيدند و به مطّيبين معروف شدند .
بنى عبد الدار و همپيمانهاى ايشان ديگر كوچكى را از خون پر كردند و دستهاى خود در آن فرو بردند و پيمان بستند و سوگند خوردند كه هرگز همپيمانان خود را خوار و زبون نسازند و آنها به هم سوگندان و خونليسان معروف شدند ، و هر دو گروه براى جنگ آماده مىشدند و هر يك مشغول تهيهء ساز و برگ جنگى بودند . ولى بعد از هر دو سو پيشنهاد صلح مطرح و قرار بر اين شد كه پذيرايى و آبرسانى به عهدهء بنى عبد مناف بن قصىّ و پردهدارى و پرچمدارى و سرپرستى دار الندوة به عهدهء بنى عبد الدار باشد همچنان كه از سابق بوده است . و سرپرستى دار الندوة پس از اسلام هم در دست بنى عبد الدار بود تا آنكه عكرمة بن عامر بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار آن را به معاويه فروخت ، و معاوية بن ابو سفيان آن را محل حكومت قرار داد و تا امروز همچنان در اختيار خلفاست .
محمد بن عمر اسلمى مىگويد ، يزيد بن عبد الملك بن مغيره نوفلى از قول پدرش براى من نقل مىكرد كه * قريش در آن روز چنين صلح كردند كه هاشم بن عبد مناف بن قصىّ عهدهدار آبرسانى و پذيرايى از حاجيان باشد ، و هاشم مرد ثروتمندى بود و چون فصل حج فرا مىرسيد ميان قريش به پا مىخاست و مىگفت : اى مردم قريش ، شما
هامش
[ 1 ] . اين جمله شريطه و تأكيد است در فارسى مىگوييم مثلا تا آسمان برپاست . - م .