( 1 ) بن بهثة بن سليم بن منصور بن عكرمة بن خصفة بن قيس بن عيلان بن مضر بود ، و نوفل بن عبد مناف و او كسى است كه با خسرو قرار داد بازرگانى قريش را به عراق بست ، و ابو عمرو بن عبد مناف ، و ابو عبيد بن عبد مناف كه در كودكى در گذشت و مادر ايشان واقده دختر ابو عدى بود ، و ابو عدى عامر بن عبد نهم بن زيد بن مازن بن صعصعة است ، و ريطة دختر عبد مناف كه مادر بنى هلال بن معيط از خاندانهاى بنى كنانة بن خزيمه است و مادرش از قبيلهء ثقيف است .
هاشم بن عبد مناف
هشام بن محمد بن سائب كلبى از پدرش ، از ابو صالح ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * اسم اصلى هاشم ، عمرو بوده است و او كسى است كه مسافرت تابستانى و زمستانى قريش را معمول ساخت . هاشم نخستين كسى است كه اين سفرها را معمول كرد ، زمستانها به يمن و حبشه و نزد نجاشى مىرفت و نجاشى ، هاشم را گرامى مىداشت و به او پاداش مىداد . و تابستانها به ناحيهء غزه و شام و گاهى هم به آنقره سفر مىكردند و هاشم پيش قيصر مىرفت و قيصر هم او را گرامى مىداشت و پاداش مىداد .
چند سال پياپى خشكسالى بود كه اموال قريش را از بين برد . هاشم به شام رفت و دستور داد براى او مقدار زيادى نان بپزند و آنها را در جوالها بار شتران كردند و چون به مكه رسيد نانها را خرد كرد و شتران را كشت و دستور داد ديگ و ديگدان بر پا ساختند و گوشتها را پختند و اهل مكه را سير كرد و از ايشان پذيرايى نمود و اين نخستين ميهمانى و پذيرايى پس از قحطى مذكور بود و به همين جهت ملقب و معروف به هاشم شد و عبد اللّه بن زبعرى در اين مورد مىگويد :
عمرو ، عمرو بزرگوارى براى قوم خود نان ريز كرد در حالى كه مردان مكه قحطى زده و لاغر بودند [ 1 ] .
هشام بن محمد مىگويد ، معروف بن خرّبوذ مكى مىگفت ، مردى از خاندان عدى بن خيار بن عدى بن نوفل بن عبد مناف ، از قول پدرش مىگفت * وهب بن عبد قصىّ هم
هامش
[ 1 ] .عمرو العلى هشم الثريد لقومه * و رجال مكة مسنتون عجاف