( 1 ) نمايندگان شما پيش من آمدند و من فقط كارهايى را كه مايهء خوشنودى ايشان شد ، پيشنهاد كردم و حال آنكه اگر مىخواستم چنان كه بايد و شايد عمل كنم مىبايست شما را از هجر بيرون كنم و اكنون بر آنهايى كه آمدند نيكى و احسان كردم و شفاعت ايشان را دربارهء آنها كه نيامدند ، پذيرفتم و نعمت خدا را بر خود فراياد آوريد . اعمال شما را به من خبر دادند هر كس از شما كه نكوكارى كند ، من گناه گنهكاران را به حساب او نمىگذارم و چون فرماندهان پيش شما آمدند از ايشان فرمانبرى كنيد و در مورد اجراى فرمان خدا و در راه خدا آنها را يارى دهيد و هر كس از شما كه كار پسنديده انجام دهد در پيشگاه خدا و در نظر من گمراه نخواهد بود .
گويند ، پيامبر ( ص ) دستور فرمود براى منذر بن ساوى چنين نوشتند و نامه را همراه علاء بن حضرمى فرستادند : [ 1 ] همانا فرستادگان من تو را ستودهاند تا هنگامى كه تو نكوكار باشى من هم با تو نيكى خواهم كرد و براى كارهاى پسنديدهات پاداش مىدهم و به هر حال براى خدا و رسول خدا خير خواه باش و درود بر تو باد .
گويند ، پيامبر ( ص ) نامهء ديگرى براى منذر بن ساوى فرستاد كه در آن نوشته شده بود :
من قدامة و ابو هريره را پيش تو گسيل داشتم آنچه جزيه از سرزمين تو جمع شده است به ايشان بپرداز و السلام . و اين نامه را ابىّ نوشت .
گويند ، پيامبر ( ص ) دستور داد براى علاء بن حضرمى چنين نوشتند :
من كسى پيش منذر بن ساوى فرستادم كه آنچه از جزيه فراهم آمده است بگيرد ، او را وادار كن در اين مورد عجله كند و آنچه از زكات و صدقات كه پيش تو جمع شده است ، همراه آن بفرست ، و السلام . اين نامه را هم ابىّ نوشت .
گويند ، پيامبر ( ص ) براى ضغاطر [ 2 ] كه از اسقفهاى مسيحى بود چنين مرقوم فرمود :
سلام بر هر كس كه ايمان آورده است ، عيسى بن مريم روح خدا و كلمهء اوست كه به مريم آن را القاء فرموده است ، من به خدا و آنچه بر ما نازل شده است و آنچه به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل شده است و به آنچه كه بر موسى و عيسى و ديگر
هامش
[ 1 ] . منذر بن ساوى فرماندار بحرين است . نامههاى ديگرى هم براى او فرستاده شده است ، رك : مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 141 . - م .
[ 2 ] . ضغاطر ، به صورت تغاطر هم ضبط شده است . - م .