( 1 ) جامههاى نيكو غير از جامهء جنگى به ايشان بده و زيد را هم جامهيى نيكو بپوشان تا هنگامى كه فرستادگان من از شما راضى باشند ، من هم راضى خواهم بود . ميزان جزيه هم معلوم است ، اگر مىخواهيد كه زمين و دريا در امان باشد از خدا و رسول خدا اطاعت كنيد و در اين صورت محفوظ خواهيد بود و لازم نيست هيچ ماليات ديگرى غير از آنچه حق خدا و رسول است به عرب و عجم بپردازيد و اگر فرستادگان مرا نپذيرى و آنان را راضى نگردانى هيچ عذر و بهانهيى از شما نخواهم پذيرفت و با شما جنگ خواهم كرد و در آن صورت كودكان را اسير و مردان را خواهم كشت و من به حق فرستاده و رسول خدايم ، به خداوند و كتابها و رسولان او ايمان دارم و به مسيح بن مريم ايمان دارم و معتقدم كه او كلمهء خداست و او را رسول خدا مىدانم و پيش از آنكه بدبختى شما را فرو گيرد ، تسليم شويد و من به فرستادگان خود دربارهء شما سفارش كردهام ، به حرمله سه خروار جو بده كه او براى شما شفاعت كرد و اگر به خاطر خدا و اين موضوع نبود من با شما مكاتبه نمىكردم تا آنكه ناگاه خود را در مقابل سپاه ببينى ، اگر از فرستادگان من اطاعت كنيد خداوند و محمد ( ص ) و مسلمانان شما را پناه مىدهند . فرستادگان من عبارتند از شرحبيل ، ابىّ ، حرملة و حريث بن زيد طائى و آنها هر حكم و فرمانى صادر كنند من به آن راضى هستم و در آن صورت در پناه پيمان خدا و محمد ( ص ) كه رسول خداست خواهيد بود و اگر فرمانبردار باشيد درود بر شما باد و مردم سرزمين مقنا را به ديار خود بفرستيد .
گويند ، رسول خدا ( ص ) براى گروهى كه در كوهستان تهامه جمع بودند و حق عبور قبايل كنانة و مزينه و حكم و قارة را غصب كرده و بسته بودند و گروهى از بردگان كه همراه ايشان بودند و پس از ظهور اسلام و پيروزى رسول خدا نمايندگانى به حضور آن حضرت فرستاده بودند ، چنين مرقوم فرمود :
به نام خداوند بخشايندهء مهربان ، اين نامهيى از محمد رسول خداست براى بندگان آزاده خداوند كه اگر ايشان ايمان آورند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند ، بردگان ايشان هم همگى آزاده و مولاى ايشان محمد ( ص ) است . هر كس از هر قبيله كه پيش آنهاست نبايد او را برگردانند ، هر خونى كه ريخته و هر مالى كه گرفته باشند از خود ايشان است و هر طلبى كه از مردم دارند بايد به ايشان برگردانده شود هيچ ستم و ظلمى بر ايشان روا نيست و آنان در پناه خدا و در پناه محمدند ، و السلام عليكم . اين نامه را ابىّ بن كعب نوشته است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٦٤