تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
( 1 ) آن سوار شوى . و چيز ديگرى ننوشت و مسلمان هم نشد . پيامبر ( ص ) هديه او را پذيرفت و هر دو كنيز را كه يكى مارية مادر ابراهيم پسر رسول خدا و ديگرى خواهرش سيرين بود ، قبول كرد . استرى هم كه فرستاده بود ، استرى سپيد بود كه تا آن روز در عرب غير از آن وجود نداشت و آن همان دلدل است . پيامبر ( ص ) فرمود : آن خبيث در مورد پادشاهى خود دلبستگى نشان داد و حال آنكه پادشاهيش دوامى نخواهد داشت . حاطب مىگفته است ، مقوقس مرا گرامى مىداشت و ميهمانى شايسته‌يى كرد و بر درگاه مرا معطل نكرد و من بيش از پنج روز آن جا نبودم . گويند ، رسول خدا ، شجاع بن وهب اسدى [ 1 ] را كه يكى ديگر از آن شش نفر بود ، پيش حارث بن ابو شمّر غسّانى فرستاد و نامه‌يى نوشت و او را به اسلام دعوت فرمود . شجاع مىگويد : پيش او كه در غوطهء دمشق [ 2 ] بود ، رفتم و او مشغول فراهم آوردن وسايل پذيرايى از قيصر بود كه مىخواست كه از حمص به ايلياء بيايد و من دو يا سه روز بر درگاهش منتظر ماندم و به پرده‌دار او گفتم من فرستادهء رسول خدايم . گفت : به او دسترسى نخواهى داشت تا در فلان روز بيرون آيد . نام پرده‌دار او كه رومى بود ، مرى بود و شروع به پرس و جو دربارهء صفات رسول خدا كرد و من صفات پيامبر و اينكه آن حضرت مردم را به چه آيينى دعوت مىكند ، گفتم و او رقت كرد و گريست و گفت : من نشانيهاى اين پيامبر را در انجيل خوانده‌ام و من به او ايمان آوردم و او را تصديق مىكنم ولى از حارث بر جان خود بيم دارم كه اگر آشكار كنم مرا خواهد كشت . مرى مرا گرامى مىداشت و پذيرايى مىكرد . روزى حارث از اندرون بيرون آمد و تاج بر سر نهاد و به من اجازهء ورود داد و چون نامهء پيامبر ( ص ) را به او دادم ، آن را خواند و به گوشه‌يى انداخت و گفت : چه كسى مىتواند پادشاهى مرا از من بگيرد ؟ من به سراغ او خواهم آمد اگرچه در يمن باشد . آن گاه فرياد برآورد مردم را خبر كنيد و همچنان ياوه سرايى مىكرد و برخاست و دستور داد اسبها را نعل كنند و گفت : به سالار خودت آنچه را مىبينى خبر بده ، و براى قيصر نامه نوشت و موضوع آمدن مرا و تصميمى را كه گرفته است به اطلاع او رساند . قيصر در پاسخ نوشت به سوى محمد ( ص ) حركت مكن و از اين كار درگذر و به بيت المقدس پيش من بيا . چون پاسخ نامهء
هامش
[ 1 ] . شجاع ، از پيشگامان مسلمانان و مهاجران به حبشه است در جنگ يمامه كشته شد ، همان مأخذ ، ج 2 ، ص 386 . - م . [ 2 ] . غوطهء دمشق ، يكى از خوش آب و هواترين مناطق و از گردشگاههاى دمشق است ، رك : ترجمهء تقويم البلدان ، ص 277 . - م .