تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
( 1 )

خبر گسيل داشتن پيامبر ( ص ) نمايندگان خود را با نامه پيش شاهان و دعوت آنان به اسلام ، و آنچه رسول خدا براى برخى از اعراب و ديگران نوشته است

محمد بن سعد از واقدى ، از قول معمر بن راشد و محمد بن عبد الله از زهرى ، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبة از ابن عباس و ابو بكر بن عبد الله بن ابو سبرة از مسور بن رفاعة ، و عبد الحميد بن جعفر از پدرش و عمر بن سليمان بن ابو حثمه از قول برادرش ابو بكر ، از قول مادر بزرگش شفاء [ 1 ] و ابو بكر بن عبد الله بن ابو سبرة از محمد بن يوسف ، از سائب بن يزيد ، از علاء بن حضرمى و معاذ بن محمد انصارى از جعفر بن عمرو بن جعفر بن عمرو بن اميّه ضمرى ، از قول همسرش ، از عمرو بن اميه ضمرى ، كه سلسلهء اسنادشان و مطالبى كه اظهار مىداشتند ، در مواردى يكسان بود ، همگى مىگفته‌اند * چون در ذى حجهء سال ششم ، پيامبر ( ص ) از صلح حديبية برگشت ، سفيران خود را پيش پادشاهان فرستاد و براى ايشان نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت فرمود ، و چون گفته شد پادشاهان نامهء بدون مهر را نمىخوانند ، انگشترى از نقره كه نگين سر خود بود ، تهيه فرمود - نگين جداگانه نداشت - و روى آن در سه سطر نوشته شده بود ، محمد رسول الله . و با آن انگشتر نامه‌ها را مهر مىفرمود . و در روز معينى شش نفر از سفيران آن حضرت از مدينه بيرون آمدند و اين در ماه محرم سال هفتم بود و هر يك از ايشان به زبان قومى كه پيش ايشان فرستاده مىشد ، صحبت مىكرد .
هامش
[ 1 ] . شفاء ، دختر عبد الله بن عبد شمس ، از زنان قرشى است ، از زنان پيش كسوت مسلمان است و به مدينه هجرت كرد ، او را با شفاء مادر عبد الرحمن بن عوف نبايد اشتباه كرد ، رك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 5 ، ص 487 ، ابن سعد ، طبقات الكبير ، ج 3 ، بخش اول ، 1321 هجرى ، ص 208 . - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 243 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد