تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
( 1 ) فرستاده و دربارهء او سفارش به نيكى فرمود . هيثم بن عدى طائى از قول مجالد بن سعيد و زكريا بن ابى زائده از شعبى نقل مىكرد * رسول خدا در آغاز مانند قريش در اول نامه مىنوشت « باسمك اللهمّ » و چون اين آيه نازل شد كه
ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها
« در كشتى سوار شويد به نام خدا كه روان كننده و نگاه دارندهء آن است » [ 1 ] در آغاز نامه‌هاى خود مىنوشت « بسم الله » و چون اين آيه نازل شد كه
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
بگو بخوانيد الله را يا رحمن را » [ 2 ] ، مرقوم مىفرمود بسم الله الرحمن ، و چون اين آيه نازل شده كه
إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
« آن نامه از سليمان است و به نام خداوند بخشايندهء مهربان » [ 3 ] در آغاز نامه‌هاى خود بسم الله الرحمن الرحيم مىنوشت . گويد ، هيثم بن عدى [ 4 ] از دلهم بن صالح و ابو بكر هذلى ، از عبد الله بن بريده ، از پدرش بريدة بن حصيب اسلمى و محمد بن اسحاق از يزيد بن رومان و زهرى ، و حسن بن عماره از فراس از شعبى نقل مىكردند * پيامبر ( ص ) به اصحاب خود كه آنان را براى سفارت برگزيده بود ، فرمود : همگى سپيده‌دم در نماز صبح حاضر باشيد و معمول پيامبر ( ص ) بر اين بود كه چون نماز صبح مىگزارد مدت كمى همچنان در جاى خود مىنشست و دعا مىخواند و تسبيح مىكرد ، آن گاه به مردم توجه مىكرد و گروهى را پيش گروه ديگرى روانه مىفرمود ، به ايشان مىگفت براى رضاى خدا نسبت به بندگان خدا خيرخواهى كنيد ، هر كس عهده‌دار كارى از امور مردم گردد و براى ايشان خيرخواهى نكند خداوند بهشت را بر او حرام مىفرمايد ، برويد و چنان مكنيد كه سفيران عيسى ( ع ) كردند كه به افراد نزديك رسيدند و پيش آنها رفتند و آنان را كه دور بودند ، رها كردند . گويد ، اشخاصى كه به سفارت برگزيده شده بودند چنان شدند كه به زبان قومى كه پيش ايشان فرستاده شده بودند ، صحبت مىكردند و چون اين موضوع به پيامبر گفته شد ، فرمود : اين بزرگترين حقى است كه خداوند بر آنها پيدا كرده است كه در كار بندگان خدا كمال توجه را
هامش
[ 1 ] . بخشى از آيهء 40 ، سورهء هود . - م . [ 2 ] . بخشى از آيهء 109 ، سورهء هفدهم - بنى اسرائيل . - م . [ 3 ] . آيهء 30 ، سورهء بيست و هفتم - نمل . - م . [ 4 ] . هيثم بن عدى ، بخارى او را مورد اعتماد نمىداند ، ابو داود هم او را دروغگو مىداند ، در سال 207 در نود و سه سالگى در گذشت ، رك : ميزان الاعتدال ، ذيل شمارهء 9311 . - م .