( 1 ) حارث از قيصر رسيد ، مرا خواست و گفت : چه وقت مىخواهى پيش سالارت برگردى ؟
گفتم : فردا . دستور داد صد مثقال طلا به من دادند . مرى هم پيش من آمد و هزينه و جامه به من داد و گفت : سلام مرا به رسول خدا برسان .
شجاع مىگويد : چون پيش رسول خدا آمدم و خبر دادم ، فرمود : پادشاهيش نابود شد و چون سلام مرى را ابلاغ كردم فرمود : راست مىگويد . حارث بن ابو شمر در سال فتح مكه در گذشت .
گويند ، فروة بن عمرو جذامى از سوى قيصر فرماندار عمان از سرزمينهاى بلقاء بود . [ 1 ]
پيامبر ( ص ) براى او نامهيى ننوشت ولى او خودش مسلمان شد و نامهيى مشعر بر اسلام آوردن خود به رسول خدا نوشت و هديهيى همراه يكى از افراد قوم خود به نام مسعود بن سعد فرستاد . پيامبر ( ص ) نامهاش را خواند و هديهاش را پذيرفت و پاسخ نامهاش را داد و به مسعود بن سعد دوازده و نيم وقيه نقره كه معادل پانصد درهم است جايزه مرحمت فرمود . [ 2 ]
گويند ، رسول خدا سليط بن عمرو عامرى [ 3 ] را كه يكى ديگر از آن شش نفر بود ، همراه نامهيى پيش هوذة بن على حنفى فرستاد و او را به اسلام دعوت فرمود . هوذه به سليط خوشامد گفت و او را فرود آورد و نامهء پيامبر ( ص ) را خواند و جواب صريحى نداد و به پيامبر ( ص ) نامه نوشت كه آنچه به آن دعوت مىكنى بسيار پسنديده و نيكوست ، من شاعر و سخنور قوم خود هستم و عرب از من مىترسند ، براى من فرماندهى منطقهيى را تعيين كن تا از تو پيروى كنم . و پاداشى به سليط داد و مقدارى پارچه و لباسهاى بافت هجر . سليط همه را پيش پيامبر ( ص ) آورد و گفتار او را به اطلاع رساند . پيامبر نامهء او را خواند و فرمود : اگر يك خوشه خرماى سرزمينى را بخواهد به او نخواهم داد ، خودش و هر چه در دست اوست نابود شد . و چون پيامبر ( ص ) از فتح مكه برگشت ، جبرئيل خبر مرگ هوذة بن على را براى آن حضرت آورد .
گويند ، پيامبر ( ص ) در ذى قعده سال هشتم عمرو بن عاص را همراه نامهيى سر به مهر پيش جيفر و عبد پسران جلندى فرستاد كه از قبيلهء ازد بودند و جيفر پادشاه بود .
هامش
[ 1 ] . منظور عمانى است كه امروز پايتخت اردن است و قرينه آن اين است كه مىگويد در سرزمين بلقاء بوده است . - م .
[ 2 ] . اين بزرگوار بعد مورد خشم قيصر قرار گرفت و به همين جهت محكوم به اعدام شد و او را دار كشيدند ، رك : نويرى ، نهاية الارب ، ج 18 ، چاپ دار الكتب ، ص 29 و ترجمهء آن به قلم اين بنده . - م .
[ 3 ] . از مهاجران به حبشه ، گويند در جنگ يمامه در سال دوازدهم هجرت كشته شد ، رك : اسد الغابه ، ج 2 ، ص 244 . - م .