تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
( 1 ) و نخستين سفيرى كه رسول خدا ( ص ) گسيل داشت ، عمرو بن اميّه ضمرى بود كه او را با دو نامه نزد نجاشى روانه فرمود . ضمن يكى از نامه‌ها نجاشى را به اسلام دعوت كرده و برايش آياتى از قرآن را نوشته بود . نجاشى نامهء پيامبر ( ص ) را گرفت و بر ديده نهاد و براى ابراز تواضع از تخت به زير آمد و بر زمين نشست و اسلام آورد و شهادتين بر زبان راند و گفت : اگر مىتوانستم به حضورش بيايم مىآمدم و نامه‌يى حاكى از پذيرفتن اسلام و تصديق خود نگاشت و ضمن آن گفت كه در راه خدا مسلمان شده است و همراه جعفر بن ابو طالب فرستاد . در نامهء دوم رسول خدا ( ص ) به نجاشى دستور داده بود تا ام حبيبة دختر ابو سفيان بن حرب را براى آن حضرت عقد كند . ام حبيبه همراه شوهر خود عبيد الله بن جحش اسدى [ 1 ] به حبشه مهاجرت كرده بود . در حبشه عبيد الله مسيحى شد و همان جا در گذشت . پيامبر ( ص ) همچنين در نامه به نجاشى دستور فرموده بود تا وسيلهء حركت اصحاب پيامبر را كه در حبشه بودند ، فراهم سازد و چنان كرد . ام حبيبه را به همسرى رسول خدا در آورد و چهار صد دينار مهريه برايش تعيين كرد و وسايل بازگشت ياران پيامبر را فراهم ساخت و آنان را در دو كشتى همراه عمرو بن اميّه ضمرىّ روانه كرد ، آن گاه جعبه‌يى از عاج خواست و هر دو نامهء پيامبر ( ص ) را در آن نهاد و گفت : همواره تا اين دو نامه ميان مردم حبشه باشد در خير و نيكى خواهند بود . گويند ، و رسول خدا دحية بن خليفة كلبى را كه يكى از آن شش نفر بود ، پيش قيصر فرستاد و نامه‌يى با او همراه كرد و فرمود آن نامه را به فرماندار بصرى بدهد تا او آن را به قيصر بدهد . در آن هنگام قيصر در شهر حمص بود و نذر كرده بود كه اگر روميها بر ايرانيان غلبه كنند ، پياده از قسطنطنيه به ايلياء ( بيت المقدس ) بيايد . فرماندار بصرى چون نامهء پيامبر ( ص ) را به قيصر داد ، نخست نامه را خواند و سپس آنان را به كاخ حمص دعوت كرد و گفت : اى بزرگان روم آيا مىخواهيد به سعادت و كاميابى برسيد ؟ و پادشاهى شما استوار گردد و از فرمان عيسى بن مريم ( ع ) پيروى كرده باشيد ؟ گفتند : آرى و چه كار بايد كرد ؟ گفت : از اين پيامبر عرب پيروى كنيد . گويد ، آنان همچون گورخر رم كردند و صليبها را برافراشتند و قيصر كه چنان ديد از مسلمان شدن ايشان نااميد شد و بر جان و پادشاهى خود
هامش
[ 1 ] . عبيد الله برادر عبد الله بن جحش و زينب دختر جحش و پسر عمه پيامبر است ، رك : اسد الغابه ، ج 3 ، ص 131 . - م .