تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
( 1 ) كره و سر شير داشت ، رسول خدا آن بز را پيش ام معبد گذاشت كه پياپى براى او شير خواهد داد . [ 1 ] مردم چون پيامبر ( ص ) را گم كرده بودند پس از شنيدن اين آواز ، آهنگ خيمهء ام معبد كردند كه به پيامبر بپيوندند . گويد حسان بن ثابت در پاسخ اين ابيات ، ابياتى چنين سرود : مردمى كه پيامبرشان از پيش ايشان رفت ، زيان كردند و كسانى كه پيامبر ( ص ) پيش ايشان رفت ، مقدس شدند ، او از ميان گروهى كوچيد و خردهاى ايشان از ميان رفت و بر قومى ديگر با پرتو تازه كننده و حيات بخش وارد شد ، آيا گمراهان قومى كه در كورى پاهايشان فرو رفته است با كسانى كه به وجود مقدسى راهنمايى شده‌اند يكسان هستند ؟ پيامبرى كه مىبيند آنچه را مردم بر اطراف خود نمىبينند و در هر جا كتاب خدا را مىخواند ، اگر روزى سخنى گويد كه مربوط به امور غيبى باشد ، همان روز يا فرداى آن درستى گفتارش آشكار مىشود و آن امر صورت مىگيرد ، اين سعادت و كاميابى بر ابو بكر كه مصاحب او بود گوارا باد و هر كه را خداوند كامياب سازد كامياب است ، مقام جوانمرد بنى كعب بر ايشان فرخنده باد و توجه او به مؤمنان مبارك باد . [ 2 ] عبد الملك گويد ، براى ما نقل كرده‌اند كه ام معبد به حضور پيامبر ( ص ) آمده و هجرت كرده و مسلمان شده است . پيامبر ( ص ) شب دوشنبه چهارم ربيع الاول از غار بيرون آمد و نزديك ظهر روز سه شنبه در قديد [ 3 ] فرود آمد و چون از قديد حركت فرمود ، سراقة بن مالك بن جعشم در
هامش
[ 1 ] .جزى اللّه رب الناس خير جزائه * رفيقين حلّا خيمتى ام معبد هما نزلا بالبرّ و ارتحلا به * فافلح من امسى رفيق محمّد فيال قصى ما زوى الله عنكم * به من فعال لا يجازى و سودد سلوا اختكم عن شاتها و انائها * فانّكم ان تسألوا الشاة تشهد دعاها بشاة حائل فتحلبّت * له بصريح ضرّة الشاة مزبد فغادره رهنا لديها لحالب * تدر بها فى مصدر ثم مورد[ 2 ] . براى اطلاع از اشعار حسان بن ثبات و اختلاف الفاظ آن ، رك : ديوان ، چاپ بيروت ، 1966 ميلادى ، ص 52 ، و بيهقى ، دلائل النبوه ، ج 1 ، چاپ مدينه منوره ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1969 ميلادى ، ص 206 و ترجمهء آن به قلم اين بنده . - م . [ 3 ] . قديد ، نام جايى نزديك مكه است . - م .