( 1 ) گفته آن بزرگ مردى كه چون ابن ملجم مرادى براى بيعت با او مىآيد ، مىگويد هر آينه كه اين ريش من از خون سرم خضاب خواهد شد و سپس با آرامشى شگفتانگيز به شعر رو مىآورد و خطاب به خود چنين مىخواند : « كمربندهاى خود را براى مرگ استوار ببند كه به سوى تو مىآيد ، و آن گاه كه كشته شدن براى تو فرا مىرسد بىتابى مكن » [ 1 ] .
اينها نمونه و به اصطلاح مشتى از خروار بود كه براى آگهى خواننده گرامى آورده شد و اگر با ديدهء تحقيق بر اين كتاب نگريسته شود كمتر بخشى از آن بدون اين نكتهها خواهد بود .
نكات ضعف نسبى اين كتاب كه به نظر اين بنده رسيده است بدين شرح است :
الف . از لحاظ بخش سيره و تاريخ جنگهاى حضرت ختمى مرتبت - مغازى - هيچ گاه به پاى سيره ابن اسحاق و ابن هشام و كتابهاى ، مستقلى كه در آن باره در روزگاران بعد فراهم آمده است همچون سيره ابو الفداء و عيون الاثر ابن سيد الناس و بخش سيره كامل التواريخ نمىرسد و محتواى كمّى آن با اين گونه كتابها سنجيده نمىشود و نقطه اوج ارزش آن در شرح حال اصحاب و طبقات محدثان است .
ب . خوانندگان گرامى توجه دارند كه همه اصحاب حضرت ختمى مرتبت صلوات الله عليه و آله ، در يك رديف و رتبه از ايمان نبودهاند ، قرآن در سوره توبه كه از جهت نزول از آخرين سورهها و به عقيده پارهيى از مفسران آخرين سوره قرآن است [ 2 ] ، براى ما سيماى اجتماعى مدينه را به روشنى نشان مىدهد و چنان است كه مايه اندوه و شرمسارى مىشود ، براى نمونه چه مىتوان كرد كه خداوند متعال به پيامبر بزرگوار چنين مىفرمايد :
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ
، « پارهيى از ايشان در صدقات بر تو عيب مىگيرند اگر از آن چيزى به ايشان داده شود خشنود مىشوند و اگر چيزى از آن به ايشان داده نشود در آن حال خشمگين مىشوند » ، با اندك دقت در آيات اين سوره مىتوان به گرفتارى سخت مسلمانان پاك نهاد با اين گروه پى برد كه چگونه بودهاند مسأله نفاق ميان كسانى كه خود را به ظاهر از اصحاب خالص پيامبر ( ص ) مىدانستهاند ، چنان ژرف است كه نمودار آن را مىتوان در آيات 101 - 97 - 77 همين سوره توبه ملاحظه كرد . از سوى ديگر مسأله دروغ بستن به پيامبر ( ص ) چنان به چشم مىخورد كه پيامبر ( ص ) مكرر فرموده است : « من كذب علىّ متعمدا فليتبوّأ مقعده من النّار » [ 3 ] « هر كس به عمد بر من دروغ بندد بايد كه جايگاه خويش را در آتش فراهم آورد . » با اين مقدمه يكى از نكات ضعف در طبقات و بسيارى ديگر از كتابها اين است كه نقل اقوال كسانى از اصحاب كه نامور به بدى و سوء نيست بودهاند و با دولتمردان در جعل حديث همكارى مىكردهاند [ 4 ] به
هامش
[ 1 ] . به طبقات ، ج 3 ، ص 24 مراجعه فرماييد .
[ 2 ] . لطفا به طبرسى تفسير مجمع البيان ، ج 5 ، چاپ صيدا ، ص 1 و به سيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، چاپ دار الفكر ، بيروت ، ص 26 مراجعه شود .
[ 3 ] . اين حديث در حد تواتر است براى اطلاع از منابع آن به سيوطى ، جامع الصغير ، ج 2 ، چاپ دار الفكر ، بيروت ، 1401 ق ، ص 641 مراجعه فرماييد .
[ 4 ] . براى آگهى بيشتر در اين باره به ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 63 مراجعه شود .